درست نمىآيد ، و فريبخوردگى به خردمندان ويژگى دارد .
( سر آفرينش )
اما استوارى كار آفرينش در آغاز ، از سه روى بيرون نيست :
1 - يا براى سود بردن مردم است .
2 - يا براى سود بردن ديگرى به جز مردم است .
3 - و يا با نبودن هيچروئى از بدىها ، براى سود بردن مردم و ديگرى به جز مردم ، هر دو با هم است .
و چون آفريدن جهان براى سود رساندن به مردم كار خوبى است ، پس آفريدن مردم نيز كار خوبى است ، تا از آفرينش جهان سود ببرد ، و چنانچه مردم و جز مردم هردو ، در سود بردن گرد آيند . آغاز كردن آفرينش به خوبى شايستهتر خواهد بود .
و قسم ديگر كه سود بردن خداوند برتر از همه چيز باشد ، در ميان نيست ، براى اين كه سود بردن ، بر او كه از همه چيز برتر است ، روا نمىباشد .
و نيز اين را نمىتوان نام برد كه هيچ سودى در آفرينش نباشد ، براى اين كه بيهوده كارى خواهد بود ، و سخن ما در روىهاى استوار كارى مىباشد ، و بنابراين كسى كه به او تكليف داده مىشود ، سود آفرينش را مىبرد ؛ و اين سود از راه فزونى دهى ، و پاداشرسانى است ، و هرچند معلوم است كه او براى سود بردن خود يا ديگرى رنج مىبرد و دردناك مىشود .
و چون براى سود بردن ديگرى رنج مىبرد به جاى زيانى كه ديده است سود نيز مىبرد ؛ پس هر سه علت براى آفرينش با هم گرد مىآيند .
اما ديگرى كه به او تكليف داده نمىشود ، اگر درد رساندن به او ، براى سود بردن تكليفشوندگان باشد به فزونىرسانى ، و در جاى درد ، به سود رساندن تلافى مىشود .
و كمترين كارى كه از خداوند برتر از همه چيز خوب است سر بزند ، اين