كه لزوم انجام دادن كار واجب و بدى كارى را كه بايد انجام داده نشود ، آگهى دهد ، و حال آن كه يكى از اين دو ، واداركننده به انجام دادن ، و ديگرى روگردان كننده از آن ، خواهد بود .
گفته خواهد شد : اگر همين بس باشد ، بايد با خبر دادن به خوبى كار خوب ، و بدى كار بد ، كار خوب را دسترس گذاشته باشد ؛ اگر چه انجام دادن كار بد را اراده كرده باشد ، و انجام دادن كار خوب را ناپسند داشته باشد ، و ما مىدانيم سخن درست جز اين است .
و بايد هريك از ما اگر دارائى به ديگرى بدهد ، و به خوبى كار خوب و بدى كار بد ، او را آگاه كرده باشد ، و اگر چه ناپسند داشته باشد كه كار خوب انجام بدهد ، و اراده كرده باشد كه كار بد انجام بدهد ، بايد كار خوب را دسترس او گذاشته ، و از كار بد او را روگردان كرده باشد ، و حال آن كه چنين نمىباشد .
و اين كه شرط كرديم تكليفشونده بايد بداند چگونه به كارى كه دست - رسش گذاشتهاند ، دستيابى پيدا كند ، يا اگر به آن دانا نباشد ، با گمان بردن ، بتواند بدان دسترسى پيدا كند ، براى اين است كه اگر اين شرط را نمىآورديم ، چنانچه يكى از ما كارى را دسترس ديگرى بگذارد كه با انجام دادن آن به انجام دادن پارهاى از كارهاى ديگر دسترسى پيدا مىكند ، و به اين دانا باشد كه اگر آن كار را هم بكند به آن كار ديگر دسترسى نخواهد يافت ؛ بايد روا باشد بگويند آن كار را دسترس او گذاشته است و حال آن كه اين سخن نادرست است .
و بنابر آنچه گفته شد ، هرگاه موجود بلا آغاز برتر از همه چيز ، كسى را به كارى تكليف كند ، همين بس است كه بداند اگر كارى را كه به آن فرمان داده ، انجام دهد هشيار خواهد گرديد .
و نبايد زمانى كه تكليف مىكند ارادهء پاداش دادن داشته باشد ، و همين بس است كه كارى را از او اراده كند تا با انجامدادنش سزاوار پاداش بردن گردد .
آيا نمىبينى هريك از ما گاهى فزونى يافتن و ستودگى را دسترس فرزند
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٣٦