تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و نيز تكليف‌كننده بايد بداند كه همهء شرطهاى تكليف كردن ، از توانائى و جز آن ، و آمادگيهاى گوناگون ، و نبودن نارسائىها در شخص تكليف‌شونده موجود است . اكنون كه معنى درست تكليف كردن ؛ و صفتهاى لازم براى تكليف‌كننده و شونده ، استوار گرديد ، بايد دانست كه خوبى تكليف كردن از اين روى است ، كه تكليف كردن ، در پيش نهادن پايه‌اى بلند و بزرگ است ، كه جز با تكليف كردن نمىتوان آن را دست‌رس گذاشت ، و در پيش نهادن چيزها ، به مانند تكليف كردن است . و بنابراين چون تكليف كردن ، همان در پيش نهادن سودها مىباشد ، پس بايد خود آن هم سود باشد ؛ و اين سخن را چنين آشكار مىكنيم كه اگر از كسى خوب باشد به يكى از كارها دست‌رسى پيدا كند از ديگرى هم خوب است كه آن كار را دست‌رس او بگذارد . و معنى دست‌رس گذاردن اين است كه كارى را چنين گردانند تا بتوان به انجام دادنش دست يافت . و بايد كسى كه كارى را دست‌رس مىگذارد ، بخواهد كه آن كار انجام گردد ، و كار را دست‌رس كسى بگذارد كه شايستهء انجام دادنش باشد ، و بتواند بر آن كار دست‌يابى پيدا كند . آيا نمىبينى انسان دانستنىها را هنگامى دست‌رس فرزندش مىگذارد كه بتواند آن را بياموزد ، و آمادگىهاى درست برايش فراهم كند ، و خواستار آموختن آن دانستنىها از او گردد ؛ و چنانچه خواستار آموختن آنها از او نباشد يا آمادگىهاى درست را برايش فراهم نكند ، نمىگويند دانستنىها را دست‌رس او گذاشته است . شرط ديگر دست‌رس گذاشتن كارها اين است كه او بدان دانا باشد يا گمان برند كه اگر كارهاى لازم را انجام بدهد مىتواند به دانستنش دست‌رسى پيدا كند .