تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
آيا نمىبينى هريك از ما اگر كار بازرگانى را دست‌رس فرزندش بگذارد و او را به رفتن جاهاى دور فرمان بدهد ، و گمان برد اگر همهء كارهائى را كه او گفته انجام بدهد از كار بازرگانى سودى نخواهد برد ، پدر ، كار بازرگانى را دست‌رس فرزندش نگذاشته است . و اين كه شرط كرديم ، بخواهد كه او اين كار را انجام بدهد ، براى اين است كه تا انجام دادن آن را اراده نكرده باشد . همهء كارهائى كه دست‌رس گذاشته يا نگذاشته ، برابر خواهند بود ، پس بايد انجام شدن آن كار را اراده كرده باشد . آيا نمىبينى كسى كه شمشيرى به ديگرى مىدهد كه با آن مىتوان كافرى يا مؤمنى را كشت ، هنگامى كشتن كافر را دست‌رس او گذارده كه كشتن كافر را از او اراده كرده باشد ، و گرنه دست‌رس گذاردن كشتن كافر ، از دست‌رس گذاشتن كشتن مؤمن ، برترى نيافته است ؛ و همچنين است اگر كشتن كافر را اراده كرده باشد و آمادگى برايش فراهم نكرده باشد ، به اين كه شمشير يا چيز ديگرى كه جانشين آن باشد ، به او ندهد كشتن كافر را دست‌رس او نگذاشته است ، پس بايد همهء اينها را موجود كرد ، به دليل اين كه هريك از ما هرگاه دارائى به ديگرى بدهد كه بتواند از آن سود برد يا زيان بيند ، هنگامى سود بردن را دست‌رس او گذاشته ، كه سود بردن او را اراده كرده باشد . اكنون كه اين گفتار استوار گرديد ، موجود بلا آغاز برتر از همه چيز ، اگر كسى را بر كارهاى گوناگون توانا گرداند ، و آمادگىها را برايش فراهم كند و شهوت در او بيافريند ، و كارهائى را كه با انجام دادنش دست‌يابى به شهوت - رانى فراهم مىشود دست‌رس او بگذارد ، به همان‌گونه كه دورى كردن از آن كارها با دشوارى ، نيز دست‌رس او باشد ، و او بر دورى كردن از آن كارها سزاوار پاداش گردد ، پس همانا يكى از دو روى به اراده كردن او اختصاص يافته است ، نه ديگرى . پس اگر بگويند : آيا در اختصاص يافتن به اراده كردن همين بس نيست
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 335 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى