به ما نسبت داد .
دوم : اما صفات شخص درخواستكنندهء كارهاى رنجدار ، كه او خداوند برتر از همه چيز است ، و بايد آنها را دارا باشد ، اين است كه دانشش به كارها بايد استوار باشد ، و ديگر آن كه آسوده خاطر باشيم كه او كار بد نمىكند ، و از آنچه بايد انجام بدهد كوتاهى ندارد ، تا بدانيم كه تكليف كردنش به اين كار بد نيست ، و در باب استوار كارى خداوند ، روشن كردن اينها گذشت .
و بايد پاداشى را كه در برابر انجام دادن تكليف عرضه داشته ، بتواند آن را بپردازد ، و بايد بداند آن پاداش به چه اندازه بايد برسد ، و اين را نيز در آنجا كه توانا و دانا بودنش را به خودى خود ، آشكار كرديم ، گفتيم .
و بايد وادار كردن آفريدگان به كارهاى رنجآور ، و آغاز كردن آفرينش براى چيزى باشد ، تا وادار كردن به كار رنجآور ، و همچنان آغاز كردن آفرينش كار خوبى باشند ، و پس از اين براى ثابت كردن آن دليل خواهيم آورد .
و نيز بايد ، برابر پرستشى كه برايش بايد انجام داد ، بخشندهء خوشىهاى زندگى باشد ، براى اين كه ميان چيزهائى كه بر آنها تكليف مىشود ، كارهائى است كه از روى پرستش انجام مىگردد ؛ و پرستش از بخششهاى مخصوصى پيروى مىكند و بايد آنها ريشهء همهء بخشش خوشىهاى زندگى باشند ، تا بخشش ديگران در اينگونه بخششها نباشد ، مگر اينها پيش از همه بخششها باشند ، و بخششهاى ديگر به اين بخشش تكيه داشته باشند .
و بايد آن بخششها به بزرگترين پايه و بالاترين چگونگىها برسند كه در خور درستكارى باشد .
و نمىبايد هيچ يك از ما بر ديگرى ، سزاوار هيچ بخشى از پرستشها باشد ؛ براى اين كه پرستش پايان رساندن سپاسگزارى است ، و جز با بخششهاى مخصوصى كه صفت آنها ذكر شد ، سزاوارى پرستش حاصل نمىشود .
پس نمىشود بخششها را پارهپاره دانست ، و به پارهاى از آنها سزاوارى پرستش حاصل نمود ، آنچنان كه شكرگزارى را نيز نمىتوان چنين دانست .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٣٣٣