تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
نه براى اين باشد كه اگر كارى را از او خواسته باشد و به او آگهى نداده باشد ، به انجام دادنش تكليف نشده باشد . و دليلى كه آنچه را گفتيم استوار مىگرداند اين است كه همهء دانشمندان بزرگ ، يادآورى كرده‌اند كه تكليف كردن خوب نيست مگر پس از آن كه خرد درست در شخصى كه تكليف مىشود موجود شده باشد ، و براى شناختن كارى كه بايد انجام بدهد دليلهائى برپا شده باشد ؛ و هنگامى كه خداوند برتر از همه چيز خردها را درست گردانيده باشد ، و شرطهاى ديگر انجام يافتن كارها را به وجود آورده باشد ؛ پس بايد از چنين كسانى انجام دادن كارهائى را كه بايد انجام بدهند درخواست كرده باشد . گفته‌اند در اين صورت اگر از آنان كارى را كه بايد انجام بدهند درخواست نكند ، شناساندن آنچه بايد بشناسند ، و آفريدن شهوت بد خواهد بود ، و يا آن كه تنها ، آفريدن شهوت نادرست خواهد بود ، و اين مىرساند كه درخواست كردن كار ، غير از شناساندن است ، و شناساندن و چيزهاى ديگرى كه پيرو آن است شرط واجب بودن انجام دادن تكليف مىباشند ، و به مانند توانا گردانيدن و آماده كردن كار مىباشد ؛ پس همچنان كه تكليف كردن ، توانا كردن و آماده كردن كار نيست ، آگاهانيدن نيز به جز آن است . و كسى نمىتواند بگويد : اگر كار بر آن‌گونه باشد ، كه شما گفتيد ، بايد هر يك از ما هنگامى كه از ديگرى مىخواهد او ، روزه بگيرد و نماز بگزارد ، به او تكليف كرده باشد ، و هيچ كس چنين چيزى نمىگويد ؛ زيرا خواستن در آگاه گردانيدن گنجانده است ، و همانا هركس از ما ، ديگرى را به يكى از عبادتها آگاه گرداند ، و او را بر آن راهنمائى كند و هشيار نمايد كه آن كار ، فرمانبردارى است ، بايد به او تكليف كرده باشد ، پس اگر در اراده كردن به اين عيب‌جوئى شود ، در آگاه گردانيدن و راهنمائى كردن نيز عيب‌جوئى خواهد شد . پاسخ اين سخن آن است كه ما چنين چيزى نگفتيم ؛ زيرا گاهى پيش مىآيد كه خداوند برتر از همه چيز كارى را اراده كرده باشد و هركارى را خداوند برتر از همه چيز ، از پيش اراده كرده باشد ، و به آن تكليف كرده باشد ، نمىتوان آن را