تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
گفته خواهد شد : كافر پيش شما حالش از ناتوان بدتر است ، براى اين كه در كافر چيزهائى گرد آمده است كه او را از ايمان جلوگيرى مىكنند ؛ يكى آفريده شدن كافرى در او است ، ديگرى آفريدن توانائى بر كافر شدن است كه كافر بودن را به وجود مىآورد ، و آفريدن اراده كردن كافر شدن ، و حال آن كه در ناتوان يك چيز هست كه از انجام دادن كار جلوگيرى مىكند ؛ و آن ناتوانى از ايمان آوردن است ؛ پس بايد حال كافر بدتر از ناتوان باشد . علاوه بر آن ، ما نمىپذيريم كه كافر از ايمان دست باز داشته ، براى اين كه ترك كردن ، جائى گفته مىشود كه بر اين كار و كار ديگر با هم توانا باشد ، و يكى را به جاى ديگرى برگزيند ، و اگر روا باشد ، به كافر گفته شود ، كه او با آن كه بر ايمان توانا نبوده از آن دست باز داشته ، بايد روا باشد دربارهء ناتوان هم گفته شود كه او از كار دست باز داشته است . و نمىتوانند بگويند : دربارهء كافر مىتوان انديشيد ، و يا روا دانست كه ايمان بياورد ؛ و يا گفت : او آزاد است و از ايمان آوردن جلوگيرى نشده است ، اما ناتوان بر اين گونه نيست ، براى اين كه درباره‌اش چنين انديشيده نمىشود . اين سخن از آن رو نادرست است كه آنچه گفتند از تصور كردنش جلوگيرى نمىكند براى اين كه انديشيدن گمان بردن است و چون بنا به روش آنان كافر توانا بر ايمان آوردن نيست و چيزهائى در او موجود است كه از ايمان آوردن جلوگيرى مىكنند ، پس از اين دانسته مىشود كه ايمان از او سر زدنى نخواهد بود ؛ پس چگونه جز آنچه درباره‌اش باور دارند مىتوانند گمان برند . و ما يقين داريم كافر در همان زمانى كه كافر است نمىشود با كافر بودن ايمان داشته باشد ، و پيش ايشان در همان زمان با وجود كافر بودن فرمان داده شده است كه ايمان داشته باشد ، و چگونه مىتوان انديشيد يا گمان برد كه در همان زمان ايمان داشته باشد . اما روا دانستن ايمان آوردن پس آنچه از گفتن اين كلمه پابرجا شده اين است كه هرجا جز از راه كليات و قواعد عقلى چيزى ثابت نگردد ، بايد در آن شك