تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و نيز كارى كه با توانائى آغاز گرديده باشد درخور آن است كه انجام داده بشود يا انجام داده نشود ، و كارى كه به توسط كار ديگر به وجود مىآيد ، درخور آن است كه با نبودن چيزى كه از آن جلوگيرى كند با پيدا شدن سببش بايد آن هم به وجود آيد ؛ و بايد شدن و شايد شدن با هم در يك كار گرد نمىآيند ؛ پس اين دليلها همگى مىرسانند كه هركارى به توسط كار ديگرى انجام گرديد ، نمىشود كه بدون واسطه نيز انجام داده شود ، چه كارى باشد كه از خودمان سر بزند ، يا كار خداوند برتر از همه چيز باشد . زيرا ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند همان كارى را كه خداوند برتر از همه چيز ، به توسط كار ديگر انجام داده است ، مىشود بدون واسطه هم همان را آغاز نمايد ؛ اما كسى كه مىگويد خداوند برتر از همه چيز ، هيچ كارى را به توسط كار ديگر انجام نمىدهد سخنش از اين پرسش بيرون است . دليل ديگرى كه نيز مىرساند ، كارى را كه يكى از ما به توسط كار ديگر انجام مىدهد نمىشود همان كار بدون توسط كار ديگر هم انجام دادنى باشد ، اين است كه همانا ثابت شده است ، با يك توانائى در يك زمان از يك نوع كار در يك جاى بيش از يك جزء از كار نمىشود انجام داد ؛ پس اگر ممكن باشد كارى را كه به توسط سببش به وجود آورده‌اند ، بدون واسطه هم همان را دوباره از سر به وجود آورند ، بايد ممكن شود آن كار را انجام بدهند ، و حركت ديگرى را هم كه گفتيم : وابستگى توانائى به آن در همين زمان با وابستگى داشتن همان توانائى به پديد آوردن سبب حركت ديگر همراه است ، آن را هم انجام بدهد ؛ براى اين‌كه دو حركت با گرد آمدن در يك‌جا يكديگر را نيست نمىكنند ، و ضد يكديگر هم نيستند ، و توانائى هم به هردو وابستگى دارد ؛ و اين بدان مىكشد كه بايد با يك توانائى كارهاى بىشمارى از يك نوع در يك‌جا و يك‌زمان انجام‌شدنى باشد . و مىتوان بر اين استدلال عيب‌جوئى كرد به اين‌كه گفت : هريك از اين دو حركت را جدا از ديگرى و به جاى آن ، مىتوان انجام داد ؛ براى اين‌كه گرد آوردن هردو با هم كار را به آنچه گفتند مىكشاند ، اما نمىرساند كه توانائى به آن وابستگى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 289 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى