تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
پاسخ دوم ، اين است كه ما گفتيم : نمىشود با يك توانائى بيش از يك پاره از كار را پراكنده و جدا ، آن گونه كه گذشت انجام داد ؛ براى اين كه اگر يك توانائى از يك‌پاره كار در گذرد ، در هيچ شمارى باز نخواهد ايستاد ، و بدان مىكشد كه درست باشد ، كارهائى بىنهايت با آن انجام داده شود ؛ زيرا چيزى وجود ندارد كه انجام شدن كار را در شمار معينى نگهدارد ، و چنين چيزى در اين جا يافت نمىشود ، براى اين كه كارهائى كه ما انجام مىدهيم شماره دارد ، و برابر با پاره‌هائى مىباشد كه اين بخش از كار آن را فراگير است ؛ پس به همه حال اين پرسش بيهوده گرديد . پس اگر بگويند : چگونه خواهد بود كه كارهاى زاده از حركت اندامهاى ما كار خودمان باشد با آن كه بايد انجام گردد ، و با آن كه در خور كارى كه به شخص توانا وابستگى دارد ، اين است كه درست باشد انجام گردد ، و يا انجام داده نشود . گفته خواهد شد : كارى كه در خارج از اندامها از حركت آنها انجام مىگردد به اين گونه مىشود انجام نگردد ، كه مانند كار بدون واسطه سببش به وجود نيايد ، اما با موجود شدن سبب ، بسا باشد ، بر پاره‌اى از روىها نيز از آن جلوگيرى شود ؛ و اگر هم‌چنين باشد كه بر هر حال بايد انجام گردد ، قاعده‌اى كه مقرر داشتيم ، در هم نخواهد شكست ، همچنان كه در كار بدون واسطه گفتيم ؛ بلكه مىگوئيم : رواست انگيزه‌ها فراوان نشود ، و يا انگيزهء ديگرى با انگيزهء انجام دادنش برابرى كرده و انجام‌دهنده را از كار روگردان كند و برابر همان ، در كار با واسطه نيز موجود است . علاوه بر آن ، ما مىدانيم ، كسى كه به انجام دادن كارى وادار و ناچار گرديده باشد ، و چيزى او را از انجام دادنش جلوگيرى نكند و بر آن كار توانا هم باشد ناگزير كارى كه بدان وادار گرديده انجام داده خواهد شد ؛ و با اين همه ، ناچار بودن شخص را از اين بيرون نمىبرد كه كار را خودش انجام داده باشد ؛ و كارى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 286 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى