تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
و كافر شدن آنان را به سزاوارى كيفر هميشگى مىكشاند ، و چنين چيزى گشايش زندگى و آسودگى نخواهد بود . و چون خداوند به آنان گشايش زندگى و آسودگى نداده است ، نبايد او را سپاس بگزارند ؛ براى اين‌كه سپاس‌گزارى اظهار شناسائى بخششهاى بىمانند است با گونه‌اى از بزرگداشت و حال آن‌كه نعمت بخشى در اين‌جا وجود ندارد ، تا كه اعتراف بدان كنند ؛ و چون كه او را سپاسگزارى نبايد كرد ، پرستش او را هم نبايد انجام داد ، زيرا پرستش كردن - بنابر آنچه آشكار خواهيم كرد - گونه‌اى از سپاسگزارى است . پس اگر بگويند : سپاسگزارى از بخششهاى اين جهانى بر او هست ، و اگرچه بخشش دينى بر او نشده باشد ؛ پس براى همان بخشش‌ها بايد او را سپاسگزارى كند ، و آن بخششها همان زندگى ، و شنوائى و توانائى و سودهاى گوناگون و خوشيهاى كنونى است . گفته خواهد شد : همهء آنچه گفتيد هنگامى كه به شكنجهء هميشگى بكشاند ، بخشش براستى نيست ، بلكه اگر همان سود كنونى باشد ، زيان بدون آميغ است ؛ همچنان كه اگر كسى بزى را چاق كند و چيزهاى خوب ، از خوردنى و آشاميدنىها به آن بخوراند ، براى اين‌كه خودش آن را بخورد ، چنين كسى بخشش‌گر و سود - رسان به‌شمار نمىآيد . علاوه بر آن به فرض اين‌كه بخشش هم باشد ، با پيوستن به كافر شدن ، كه به شكنجهء هميشگى مىرساند ، از بخشش بودن بيرون رفته است ، و سزاوارى سپاسگزارى بر آن نابود گرديده است ؛ همچنان كه اگر كسى ديگرى را به گونه‌هاى بسيارى بزند سپس گرد از صورتش بزدايد ، اين كار را بخششى بشمار نمىآورند كه سزاوارى سپاسگزارى بر آن پديد آيد . و نيز بايد بپذيرند كه خداوند برتر از همه‌چيز بر مؤمنان هم بخششى نكرده است ، زيرا آفريدن ايمان هنگامى بخشش خواهد بود كه نيكىرسانى از آن قصد شده باشد ، اما اگر هيچ‌چيز از آن در نظر گرفته نشده باشد . يا روى بدى كه