ديگر پديد مىآيند ؛ آيا نمىبينى كسى كه مىتواند ده رطل بار با خود ببرد ، بردن هزار رطل از او سر نخواهد زد ؛ و اگر بردن از كار خداوند برتر از همه چيز باشد ، نمىبايد برابر با توانائى آن كس انجام گردد .
و نيز هركسى برابر با وسيلهها ، و افزارها كار از او سر مىزند ؛ آيا نمىبينى كسى كه فشارهاى بسيار وارد مىآورد جنبشهائى برابر با همان فشار به وجود مىآيد .
و همچنين كسى كه با قلم ستبر چيز مىنويسد ريز نوشتن از او سر نمىزند ؛ و به كسى كه با قلم باريك چيزى مىنويسد ، درشت نوشتن از او انجام نمىگيرد .
و همچنين آواز ، برابر با كوفتن جسمى بر جسم ديگر از ما سر مىزند ؛ پس اگر از حركت كردن اندامها زاده نمىشد نمىبايست با آن برابرى داشته باشد .
و نيز هنگامى كه دوباره از جسم را پهلوى يكديگر بنهيم ناگزير به هم مىچسبند ، پس اگر چسبيدن از كار ما زاده نمىگرديد نبايد به وجود آيد .
و نمىتوانند بگويند : هنگامى كه آنها را پهلوى هم بنهيم صفت چسبناكى در آنها پديد مىشود و جاى ، هنگامى كه صفتى را به خود بپذيرد ، از آن تهى نمىگردد مگر كه ضد آن صفت در آن پديد گردد .
و اين سخن از آنجا درست نيست كه اين قاعدهء نادرست را ما نمىپذيريم ؛ و اگر هم اين اصل ، درست باشد ، بايد صفتهاى حقيقى بىنهايتى در آن پديد آيند ؛ زيرا محل پذيراى صفتهاى بىنهايت است ؛ و اين سخن نادرست مىباشد .
پس اگر بگويند : چگونه مىشود كارى كه از حركت اندامهاى ما در چيز ديگر انجام مىگردد ، كار خود ما باشد ؛ با اين كه ناگزير بايد انجام گردد ؛ و حال آن كه درخور شخص توانا بر كارى ، اين است كه بتواند آن را انجام ندهد ، و در اين گونه كارهاى توليدى ، درست نمىآيد ؛ زيرا پس از آن كه سبب را پديد آورد ، نمىتواند مسبب را انجام نداده باشد .
گفته خواهد شد : شرط توانا بودن بر كارى اين نيست كه بتواند آن را
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٨٤