تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
علاوه بر آن اگر كسب كردن تصورشدنى هم باشد سودى براى آنان ندارد ، براى اين كه پيش ايشان هرگاه موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، توانائى و كار را در كسى پديد آورد ، مىبايست خود او كسب‌كننده باشد ، و چنانچه او كسب‌كننده نباشد محال خواهد بود كارى انجام بدهد ، پس هريك از ما در حكم اين است كه كارى را بر او بار كرده باشند ، و بايد سزاوار ستودن و نكوهش ديدن و پاداش گرفتن و كيفر شدن نگردد . و اكنون كه همهء راهها باطل گرديد چيزى به جاى نماند ، جز اين كه توانائى به موجود كردن كار وابستگى مىيابد ، براى اين كه اگر اين هم درست نباشد وابستگى يافتن شخص توانا به كارى كه مىتواند هيچ درست نخواهد شد ، و اين سخنى بيهوده است . ( پنجم كار متولد ، مانند مباشر از ما سر مىزند ) اما دليلى كه مىرساند ، كارى كه در چيزهاى ديگر به توسط حركت اندامهاى ما انجام مىگيرد كار خودمان مىباشد ، همان دليلهائى است كه ثابت كرديم حركت اندامهاى ما از خودمان سر مىزند و گفتيم اين كارها با نبودن چيزى كه از انجام شدن كار جلوگيرى كند ، برابر با انگيزه‌ها و رويدادهايمان بايد از ما سر بزند ؛ زيرا هريك از ما هرگاه چاقوى تيزى به دست گيرد و با آن بر جسم سستى فشار وارد كند ؛ ناگزير آن را خواهد بريد ، و اگر اين برش از فشار دست او پيدا نشده باشد ، نمىبايست حاصل گردد . و همين دليل سزاوارى ستودن و نكوهش كردن در اين گونه كار نيز هست آيا نمىبينى كسى كه به ديگرى ستمى مىكند به اين كه از روى ستمگرى او را مىكشد يا مىزند سزاوار نكوهش مىشود ، و حال آن كه هيچ يك اين كارها جز از حركت اندامها زاده نمىشوند براى اين كه اين گونه كارها بيرون از جاى توانائى انجام مىگيرد . و همچنين كسى كه به ديگرى نيكى كند سزاوار ستودن و سپاس‌يابى مىشود ، و اين كار جز به اين كه از حركت اندامها زاده شود حاصل نمىگردد . و نيز اين گونه كارها برابر با توانائى ما از حركت اندامهاى ما در چيزهاى