تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
صفتها كه خوبى و بدى كار و جز آنها هستند ، پيرو موجود شدن كار مىباشند ؛ آيا نمىبينى كه موجود شدن كار ناگزير از آهنگ كردن آن و نبودن چيزهاى جلوگيرىكننده از انجام شدن آن ، و درست بودن شرطهاى آن مىباشد ؛ و بسا هم مىشود كه انجام شدن كار از همهء اين صفتها جدا گردد ؛ پس دانسته شد كه آنچه از توانا بودن فراهم مىشود ، همان موجود شدن كار است . و نيز ، هرچيزى كه تازه به وجود آمدن كار با آن فراهم گردد ، وابستگى يافتن توانائى هم به همان چيز درست مىباشد ، و هرچيزى تازه به وجود آمدن كار با آن درست نگردد ، به اين كه اثر به جاى مانده از وجود كار باشد ، يا موجود بودن سببى باشد كه كار از آن پديد مىآيد و دوباره به وجودآوردنى نباشد در اين حال نمىشود كه توانائى به انجام يافتن اين دو چيز وابستگى يابد ؛ پس مىبايست ، همان تازه به وجود آمدن كار جهت وابستگى يافتن آن كار به شخص توانا باشد . و به مانند همين روش گفتيم كه جايگيرى جسم ، به پا بودن عرض‌ها ، را به آن روا مىگرداند به اين دليل كه اگر جسم جايگير باشد ، مىشود كه داراى عرضها گردد ؛ و هنگامى كه از جايگير بودن بيرون رود ، به اين كه نيست گردد ، يا چيزى هيچ جايگير نباشد ، مانند عرضها ، و مانند موجود بلاآغاز برتر از همه چيز كه چون جايگير نيستند ، نمىشود عرضى در آنها حلول كند ، پس دانستيم كه شرط حلول كردن عرض در چيزى ، جايگير بودن آن است ، نه چيز ديگر . پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه هرچيزى عرض بودنش ممكن باشد ، مىشود كه توانائى به آن وابستگى يابد ؛ و هرچه عرض بودنش ممكن نباشد ، نمىشود كه توانائى به آن وابستگى يابد ؛ و از اين ، چنين بر مىآيد كه جهت وابستگى يافتن توانائى به چيزى ، عرض بودن آن باشد ؛ پس شما مانند همين را در پديد آمدن كار ، انكار نكرده‌ايد . گفته خواهد شد : عرض بودن صفتى براى عرض نيست ، اما موجود شدن ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 277 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى