شخص بر يك كار توانا باشند ، و نه آن كه يك شخص از يك جهت دو توانائى بر يك كار داشته باشد ؛ اما چرا روا نباشد كه دو شخص توانا از دو جهت بر يك كار ، توانا باشند .
خواهيم گفت : چنانچه روا باشد يك كار از دو روى وجود پيدا كند ، چه بگويند به توسط يك شخص توانا از دو روى وجود پيدا كرده ، يا به توسط دو شخص توانا وجود پيدا كرده است ، بدان مىكشد كه آنچه هست همان را به وجود آورند ؛ و چنين چيزى نشدنى است .
و اين كه گفتيم : « مىبايست آنچه هست به وجود آورده شود » ، براى اين است كه هرگاه روا باشد يك چيز از دو روى پديد آورده شود ، روا خواهد بود آن كسى كه توانا بر هردو است دو روى را از هم جدا گرداند ، همچنان كه رواست هردو را با هم انجام دهد ؛ براى اين كه چيزى وجود ندارد ، كه آن را محال گرداند ؛ و هرگاه آنها را از هم جدا گردانيد ، و كار را از يك روى پديد آورد ، روا خواهد بود همان را از روى ديگر هم پديد آورد و از اين بر مىآيد كه آنچه را هست مىشود به وجود آورد ، و چنين چيزى نشدنى است ؛ زيرا چيزى كه هست به وجود آوردنش محال است ؛ همچنان كه هرچه نباشد درك كردنش محال است ؛ و همانا دانستهايم كه هيچ يك از ما نمىتواند آنچه هست همان را به وجود آورد ، پس آنچه گفتند نادرست گرديد .
پس اگر بگويند : چرا روا نباشد كه آنچه هست از روئى به جز آن روئى كه ايجاد گرديده است آن را به وجود آورند ؛ و شما نمىتوانيد بگوئيد آشكار است كه نمىشود .
خواهيم گفت : اگر روا مىبود كسى آنچه را هست گردانيده همان را به وجود آورد ، مىبايست يكى از ما هنگامى كه جسم سنگينى را با خود ببرد و رنج و دشوارى از آن بيابد ، سپس از روى ديگرى آن را ببرد ، مىبايست همان رنج و دشوارى را كه نخست دريافت كرده بود ببيند ؛ براى اين كه به وجود آوردن كار با خود بردن جسم ، در بار دوم ، به مانند با خود بردن جسم در بار اول است ؛ و هرگاه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٧٥