تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
اما شخص سخن‌گو : و او كسى است كه ، برابر با انگيزه‌ها و رويدادهايش ، كه چه چيز را آهنگ كند ، يا از چه چيز خوددارى كند ، و چه افزارى داشته باشد ، و جز اينها ، آنچه را سخن ناميديم از او سر بزند . و او را از اين رو سخن‌گو مىنامند كه سخن را پديد مىآورد ، زيرا صفتى كه ياد كرديم ، جز اين نيست كه پديدآورندهء سخن باشد . و دليلى كه مىرساند ، پديدآورندهء سخن را سخن‌گو وصف مىكنند ، اين است : هرگاه كسى را يافتيم كه آنچه را پيش از اين ، سخن تعريف كرديم ، در او به حد تمامى برسد ، او را سخن‌گو نام مىبرند ، و اگر آنچه گفتيم در او فراهم نشود سخن‌گويش نمىدانند ، پس به مانند زننده هنگامى به اين وصف مىشود كه بدانند برابر با انگيزه و رويدادهايش زدن از او سر زده باشد ، و جنباننده و در جا نگهدارنده به همين گونه است و هيچ روى نشان دادنى و صفتى يافت نمىشود كه تا ندانند برايش حاصل شده است سخن‌گويش خوانند . و نيز مردم ، بيماران روانى را به اين وصف مىكنند كه پريان به زبانشان سخن مىگويند ، براى اين كه باور كرده‌اند كه سخن گفتن آنان برابر با چيزهائى است كه پريان آن را آهنگ كرده‌اند ، و براى همين است كه هرگاه از كارهاى پوشيده ، سخن بگويند ، و يا مال دزديده‌اى را نشان بدهند آن را به جن ، نسبت مىدهند ، و هنگامى كه خدا را به پاكى ياد كنند يا قرآن بخوانند آن را به جن نسبت نمىدهند ، و ما به گمراهىهاى مردم استدلال نمىجوئيم ، زيرا گمراهى آنان در اين است كه رفتار جن را در كارهاى غير عادى مىدانند ، نه در اين كه گفتن سخن را به كسى نسبت مىدهند كه برابر با انگيزه‌ها و رويدادهايش ، سخن مىگويد ، و اين به مانند نام خدايان به بتها دادن است ، زيرا در اين كه نام خدايان به آنها مىدهند گمراه نشده‌اند ، براى اين كه باور كرده‌اند كه بتها سزاوار پرستش هستند ، و گمراهى مردم در همين است كه بتها را سزاوار پرستش دانسته‌اند . پس اگر بگويند : اين از گفتار زنان و توده مردم است ، و سخن كسانى نيست كه گفتارشان را بتوان سند گرفت .