و ارادهء پيمبر با ارادهء خداوند برتر از همه چيز ناهماهنگى دارد ؛ و در اين سخن ، هر آنچه هست ، مىدانيد .
و نيز مىبايست ، از اينكه خداوند برتر از همه چيز آنان را بر ايمان آوردن ، توانا گردانيده است ، توانا كرده باشدشان كه بر او چيرگى يابند و او را ناتوان گردانند ، و از اينكه به آنان فرمان داده است كه ايمان بياورند ، فرمان داده باشد كه بر او چيره گردند و ناتوانش كنند .
و نمىتوانند بگويند : خداوند ، آنان را بر ايمان آوردن توانا نكرده است زيرا اگر بر آن توانا گردانيده بود ، ايمان مىآوردند ، براى اينكه توانائى همزمان با انجام دادن كار است ؛ ( و اين سخن از آنرو نادرست است ) كه پيش ما بنابر آنچه اگر خدا بخواهد ، آشكار خواهيم كرد ، كه توانائى پيش از انجام دادن كار است و كافران هنگامى كه كافر مىباشند ، بر آن توانايند كه ايمان بياورند .
پس اگر بگويند : چنانچه روا باشد خداوند كارهائى از بندگان را اراده كند كه آنان انجام نمىدهند ، مىبايست روا گردد كارهائى را كه خودش هم انجام مىدهد اراده كند .
گفته خواهد شد : نبودن كارى كه بخواهد خودش انجام بدهد ، و انجام نگردد ، براى مطالب گذشته است ، كه انجام نشدن كار يا براى ناتوانى و يا نبودن دست - افزار يا چيزهاى ديگرى است ، كه بدون آنها كار انجام نمىگردد .
اما انجام نشدن كارى كه او بخواهد ديگران از راه بر گزينش خودشان انجام بدهند ، چنين نيست كه يافت نشود . بلكه هرگاه خدا بخواهد كه ديگران كارى را به راه ناگزيرى انجام بدهند ، ما آن را ، با كارى كه خداوند ، خودش بخواهد انجام بدهد ، برابر مىدانيم ، براى اينكه با يكديگر در اين انبازند كه حتمى هستند زيرا چنين مىرساند كه شخص ، با ناگزير بودن در كار ، توانا بر ترك كردن نيست .
پس اگر بگويند : چنانچه بندگان كارى را انجام بدهند و خدا نخواهد انجام گردد ، كارى را انجام دادهاند كه خداوند از انجام شدنش سر باز مىزند و چنين چيزى نشدنى است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٣٩