بر جمله درآمده است ؛ و براى همين است كه بر ماضى هم در مىآيد ، هرچند شرط به گذشته در نمىآيد ، و اين اندازه از گفتار در اينجا بس است .
اما كارى را كه خداوند برتر از همه چيز اراده مىكند و انجامش مىدهد براى هدفى است كه ويژهء آن كار ، مىباشد ، و ناگزير بايد آن را اراده كند .
و اين كه گفتيم : براى هدفى كه ويژهء آن كار باشد ، براى اين است كه خود اراده را فرا نگيرد ، زيرا اراده براى هدف ويژهاى پديد نمىآيد و همانا اراده پيرو آن چيزى است كه اراده مىشود .
اما سبب و مسبب را ناگزير بايد با هم اراده كند ، هرچند كه در ما ، نمىبايد چنين باشد ؛ زيرا خداوند مىتواند سبب را پديد آورد و از پديد آمدن مسبب جلوگيرى كند ؛ پس اگر هدفى براى پديد آمدن مسبب نباشد ، آن را پديد نمىآورد .
و نمىشود كه خداوند از كارهاى خودش بدش بيايد ، زيرا بد آمدنش از كارى ، بيهوده است ، براى اين كه هريك ما از كار خودش بدش مىآيد ، تا از آن كار روگردان شود ، و خودش را به كنارهگيرى كردن از آن وادار گرداند ، و اين در خداوند برتر از همه چيز وجود ندارد .
اما كارهائى را كه او اراده مىكند ، بندگان انجام بدهند ، ناگزير ، بايد وابستگى به كار خود او داشته باشد ، و يا به چيزى بستگى داشته باشد كه سزاوارى آن از كار او حاصل شده باشد ؛ نخست مانند فرمان دادن است ؛ دوم : اراده كردن اين است كه مردم بهشت بخورند و بنوشند ، بنا به يكى از دو عقيده كه گذشت ؛ و بنابراين خداوند برتر از همه چيز ، انجام دادن همهء كارهائى را كه به آن فرمان داده است از بندگان اراده مىكند ، زيرا خود او به آنها فرمان داده و مردم را به انجام دادنش خوانده است ؛ و همانا ما آشكار كرديم كه فرمان دادن ، به اراده كردن انجام شدن كارى كه به آن فرمان داده شده است ، فرمان مىشود ، و نهى كردن ناپسند داشتن كارى را كه از آن نهى شده اقتضا مىكند ، و سخن در اينباره گذشت .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٤١