و نمىشود ، براى اين كه خود فرمان دادن را اراده كند . فرماندهنده باشد « 1 » همچنان كه اگر اراده كند خبردهنده باشد ، خبردهنده خواهد شد ، زيرا اگر خود فرمان دادن را اراده كرده باشد ، مىبايست روا باشد ، به كارى كه نمىخواهد انجام شود ، فرمان بدهد ، همچنان كه از آنچه نمىخواهد انجام يابد ، خبر مىدهد ، و حال آن كه ما جز اين را مىدانيم و اگر خود امر كردن را اراده كرده باشد ، مىبايست به كارى كه انجامشدنى نباشد و مربوط به گذشته باشد ، يا به جاى مانده باشد ، يا از گذشتههاى بلاآغاز در حال انجام شدن باشد ، بتواند فرمان بدهد ، همچنان كه مىتواند از اينها خبر بدهد و حال آن كه اين سخن نادرست است .
بخش نخست از كتاب پايان يافت ، و گفتار در گويا بودن خداوند برتر از همه چيز ، و آنچه وابسته بدان است از پى مىآيد .
هامش
( 1 ) خلاصهء مطلب اين است كه امر كردن به اين حاصل مىشود ، كه انجام شدن كارى را اراده كند نه اين كه صرفا بخواهد آمريت و فرماندهى خودش را ثابت كند و انجام شدن كارى را قصد نداشته باشد .