داده و گفتهاند : اين فرمان دادن است .
و كسانى كه گفتهاند خداوند كارهاى آنان را اراده نمىكند برآنند كه اين آيه به مانند اين است كه خداوند فرموده است :
« فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا ،
وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا »
و هيچ يك اينها به راستى امر نيست .
پس اگر بگويند : چنانچه روا باشد كارهائى از آفريدگان سر بزند كه خداوند آنها را نخواسته باشد ؛ سستى ، ناتوانائى و كموكاست به او روى مىدهد ؛ زيرا اگر پادشاه از مردمش كارى بخواهد ، كه انجام نگردد سستى و ناتوانى او را مىرساند .
گفته خواهد شد : در آنچه مىنگريم كار جز اين است زيرا هرگاه پادشاه از مردمش كارى بخواهد كه سودش به خود آنها باز گردد ، نه به او ، و جز آنچه او مىخواهد از آنان سر بزند ، هيچ ناتوانى و كموكاستى به او روى نخواهد آورد ؛ و اين را در جائى مىتوان گفت كه او از آنان يارى بجويد ، و از نابود شدن چيزهائى كه به از دست رفتن آنها زيانى به نيرومندى او مىرسد جلوگيرى بخواهد ؛ و بر هيچ خردمندى پوشيده نيست كه هرگاه يهودى فرومايه ، به كنشت درآيد و پادشاه مسلمانان را بد آيد و جز آن را اراده كند ، هيچ سستى و ناتوانى به او روى نمىدهد ؛ و اگر چنان بود كه آنان گفتند ، مىبايست ، هنگامى كه جز آنچه به آن فرمان داده است رفتار كنند ناتوانى و كموكاست و سستى به او روى بدهد ؛ زيرا آنچه در پيش ماست و مىبينيم ميان اين دو جا ، جدائى فراهم نمىكند .
و هيچ گفتگوئى نيست كه خداوند برتر از همه چيز ، كافران را فرمان داده است كه ايمان بياورند ، هرچند كه ايمان نمىآورند .
و نيز ما آشكار مىدانيم كه پيمبر عليه السلام ، از همهء كافران مىخواست كه ايمان بياورند ، و با پيوسته كافر بودن آنان سستى و كموكاستى به او روى نمىداد .
و نيز شيطان ، از كافران مىخواهد كه كافر باشند ، و پيش كسانى كه با ما در اينباره ناهماهنگى دارند خداوند نيز از ايشان مىخواهد كه كافر باشند ، و پيمبر از آنان مىخواهد كه ايمان بياورند ، و بنابراين ارادهء شيطان با ارادهء خداوند يكسان است ،