آنچه مىكند دانا باشد ، ناگزير ، آن را اراده خواهد كرد ؛ و باز براى اينكه او تكليفكننده است ، و پابرجاكنندهء تكليف است ؛ و بنابر آنچه گذشت ؛ هيچ يك اينها درست نمىشود ، مگر آنكه ارادهء تكليف كردن داشته باشد .
و هيچ كس جز او نمىتواند ، ارادهء بدون جا را پديد آورد ؛ و بايد او بتواند صفت بد آيندى از كارها را پديد آورد ؛ زيرا بد آيندى ضد اراده است . و اگر آرزو از جنس گفتار باشد ، بايد او بر پديد آوردنش توانا باشد ؛ و اگر از جنس ديگرى هم باشد ، از آنچه از شرع شنيده شده ، دانسته مىشود ، كه او بر آن توانا مىباشد ؛ و پشيمانى بنا به روش درست ، غير از باور كردن است ، و از آنچه شنيده شده ، دانسته مىشود ، كه او بر پديد آوردنش توانا است .
اما چيزهائى كه جز او كسى بر آن توانا نيست كه خوشى بردن از كيفيات جسمانى و ناخوشآيندى از آنها است ، و توانائى و ناتوانى ، زندگى و مزهها ، بوها ، رنگها ، گرمى و سردى ، ترى و خشكى ، و جوهرها باشد ، ناگزير ، بايد بر آنها توانا باشد ؛ و اگر نه بدان مىكشد ، كه پديد آورده شدههائى باشند ، و پديدآورنده نداشته باشند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٢٨