خوردن روگردان خواهد شد ؛ و حال آنكه انگيزه به خوردن غذا پابرجا مانده است ؛ پس نمىتوان ادعا كرد كه انگيزه از ميان رفته است .
و كسى نمىتواند بگويد : در جائى كه ذكر شد ، كار بد را براى اين ، برنمىگزيند كه سزاوارى نكوهش فراهم مىشود ؛ و اين سخن از آن رو نابجا است ، كه سزاوارى نكوهش ، اثر كار بد است ، و به آن ويژگى دارد ؛ و هيچ جدائى ميان اين نيست ، كه سزاوارى نكوهش را ، علت عدم برگزينش كار بد ، قرار دهيم ، يا بدى آن را علت بشماريم .
پس اگر بگويند : چون پارهاى از كارها را براى اين كه به خودى خود بد هستند ، بايد از آنها خوددارى كرد . اما از كجا از همهء كارهاى بد ، بايد خوددارى كرد ؟ ؛ و آيا اين به مانند كارهاى خوب نيست كه بسا باشد پارهاى از آنها براى اين كه خوب مىباشند ، انجام داده مىشوند ؛ هرچند كار ديگرى كه در خوبى به مانند آن است ، انجام داده نمىشود .
گفته خواهد شد : جدائى ميان اين دو كار خوب و بد ، آشكار است ؛ زيرا بسا باشد ، يكى از ما ، پارهاى از كارها را براى خوبيش انجام بدهد ؛ مانند اينكه درهمى را تصدق كند ؛ هرچند همهء درهمهائى را كه دارد ؛ به تصدق ندهد ؛ اما نمىشود كه يك كار بد را براى بدى كه دارد ، انجام ندهد ، و كار بد ديگرى را با آنكه مىداند بد است ، انجام بدهد .
و اگر چنين بينديشيم كه پارهاى از كارهاى بد را ، براى بدى آنها ، يا براى بزرگى شكنجهاى كه سزاوار مىشود ، انجام ندهد ؛ و اگر كار ديگرى اين اندازه از بدى را نداشته باشد ، و سزاوار اين اندازه شكنجه نگردد ، مىشود كه آن را انجام بدهد ؛ اما با اينكه هردو كار ، در بدى ، و در سزاوارى اندازهاى از شكنجه برابر باشند ، نمىشود ، آن را انجام بدهد ؛ و از همين روى است كه بنابر آنچه - اگر خدا بخواهد - پس از اين خواهد آمد ، كه مىشود يك نفر از يك كار بد ، توبه كند ، و كار ديگرى را كه بدى اولى را نداشته باشد . انجام بدهد .
و براى ثابت كردن اينكه ، خداوند ، با فرض آنكه نيازمندى را هم بر او ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٣١