تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
جوهرها را با هم فراهم كند و به هم بچسباند « 1 » زيرا به هم چسبيدن از اين زاده مىشود كه جوهرها پهلوى يكديگر فراهم گردند و پهلوى يكديگر بودن يكى از بودن‌هاى جسم است ؛ و توانا بودن بر سبب ، توانائى داشتن ، بر مسبب است ؛ و به مانند همين گفتار ، بايد او بر پديد آوردن دردها و خوشىها توانا باشد ، زيرا بسا باشد ، اين دو از شكافته شدن جسم زنده ، زاده گردند ، و شكافته شدن « 2 » پراكنده شدن پارهء زنده ، از مجموع جسم زنده است . و بايد او بر پديد آوردن فشار توانا باشد ؛ زيرا فشار ، بودن‌هاى جسم را « 3 » توليد مىكند ؛ و كسى كه توانا بر پديد آوردن مسبب باشد ، سببش را هم مىتواند پديد آورد ، و بايد او بر آفريدن آوازها ، توانا باشد ؛ زيرا ، آواز از فشار ، پديد مىآيد ، و بايد او بر پديد آوردن سخن توانا باشد ؛ زيرا سخن آوازى است كه بر روى خود ، پديد مىآيد . و بايد او بتواند دانش‌ها را پديد آورد ؛ زيرا او آفرينندهء درست خردى مىباشد ، و خرد ، مجموعه‌اى از دانشها مىباشد ؛ و دانستن ، باور كردن چيزى بر روى خود است ؛ و كسى كه بتواند گونه‌اى از چيزى را پديد آورد ، بر روىهاى ديگر هم مىتواند آن را پديد آورد . و بايد او بتواند همهء ضدهاى دانش را پديد آورد ؛ و اضداد دانش ، گمان و نادانى و فراموشكارى است - اگر آن هم صفتى باشد - ؛ زيرا كسى كه بتواند چيزى را پديد آورد ، اگر ضدى براى آن باشد ، بايد بتواند ضد آن را هم پديد آورد . و بايد او بتواند ، انديشيدن را پديد آورد ؛ زيرا او مىتواند دانش را پديد آورد ؛ و كسى كه بتواند مسبب را پديد آورد - اگر از سببى زاده باشد - سببش را هم مىتواند پديد آورد . و بايد او بتواند اراده را پديد آورد ؛ زيرا كسى كه به
هامش
( 1 ) التأليف : التزاق جوهرين ( فرهنگ اصطلاحات كلامى ) ( 2 ) الوهى - و هى السقاء : تخرق وانشق . ( 3 ) اكوان