فصل در اين كه خداوند برتر همهچيز كار بد نمىكند
روا نيست كسى كار بد بكند ، مگر آنكه بدى آن كار را نداند ، و يا به آن نيازى داشته باشد ؛ و چون كه خداوند برتر از همه چيز ، به بدى كارهاى بد ، دانا مىباشد ، و نيز مىداند كه او بىنياز از آنها است ، مىبايست ، آن كارها را نكند .
و دليل بر آن ، اين است كه هركس بتواند راست يا دروغ را ، برگزيند ، و براى رسيدن به آنچه مىخواهد ، هردو برابر باشند ، و بداند يكى از آنها بد ، و ديگرى خوب است ، روا نخواهد بود ، دروغ را بر راست برگزيند ، و اين يكى از دانستنىهاى آشكار است ، كه خردمندان در آن گفتگوئى ندارند .
و شرط كرديم ، كه به بدى آن كار دانا باشد ، و بىنياز از آن باشد ؛ زيرا اگر كارى را كه بد است خوب باور كند ، و كار خوب را بد باور كند ، و يا ، با آنكه به خودى خود بىنياز است ، چنين باور كرده باشد كه بدان نياز دارد ، روا خواهد بود ، كه آنچه را پيش خود خوب باور كرده ، بر آنچه آن را پيش خود ، بد باور كرده است ؛ برگزيند ؛ هرچند ، كار به جز آن باشد ، كه او باور كرده است ؛ زيرا در اينجا باور كردن جانشين دانستن مىشود .
پس اگر بگويند : در اينجا كه نشان داديد كار بد را بر كار خوب