از اينرو بر نمىگزيند ؛ كه مىداند به واسطهء نكوهش كردن خردمندان ، از كار بد ، زيان مىبيند .
گفته خواهد شد : بسا باشد ، كه نكوهش كردن خردمندان به خاطرش نرسد ؛ براى اينكه هيچ كس از كار بدش آگاه نگردد ، و وجود سازندهء جهان را هم باور نكرده باشد ، تا شايستگى زيان ديدن از سوى او را باور كرده باشد ، و با اين همه كار خوب را بر كار بد برمىگزيند ؛ و اين سخن استوارتر از چيزى است كه گفتهاند : ما چنين مىانديشيم كه در كار بد سود بيشترى باشد ، تا با زيان نكوهش ديدن ، برابرى كند ؛ زيرا ، هرگاه سود بيشترى در كار بد ، بينديشيم ، بسا باشد كه آن را بر كار خوب ، برگزينند ؛ پس استدلال بيهوده خواهد شد .
پس اگر بگويند : كار بد را در اينجا از اين جهت برنمىگزيند ، كه ناگزير است آن را انجام ندهد .
گفته خواهد شد : اگر ناگزير به انجام دادن آن باشد ، خردمندان او را نمىستايند ؛ زيرا ، با ناگزير بودن ، هيچگاه ، سزاوارى ستودن ، فراهم نمىشود .
و نمىتوانند بگويند : در جائى كه نشان داديد ، كار بد را از اين جهت برنمىگزيند ، كه انگيزهاى به انجام دادنش ندارد .
و نادرستى اين سخن از آن روى است ، كه آنچه مىخواهيم بگوئيم ، با نداشتن انگيزه ثابت نمىشود ؛ زيرا ، مىخواهيم بگوئيم ، خداوند برتر از همهچيز ، كار بد نمىكند ، و زيانى به ما نمىرساند ، كه او كار بد را براى اينكه انگيزهاى بر آن ندارد ، انجام ندهد .
علاوه بر آن ، نداشتن انگيزه ، درست نيست ، زيرا ؛ چنين انديشيديم كه انگيزه موجود است ؛ و آن ، همان سودى است ، كه در آن هست ، و از آن سود ، براى اينرو گردان شده است ، كه خوبى راستگوئى ، در جاى سود ايستاده است ، و همين خوبى راستگوئى ، از دروغ گفتن ، او را روگردان كرده است ؛ هرچند كه انگيزه پابرجا مانده است ؛ همچنان كه اگر ، انگيزهاى شخص را به خوردن غذائى وادار كند ، سپس او چنين باور كند كه در خوردن غذا زيانى هست ، او از
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٣٠