تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
راست‌گويان بيرون مىرود ، و بنابراين ، پرسش آنان ، از توجه افتاده است . و با اين گفتار ، به سخن آنان كه گفتند : « از اين آسوده خاطر نيستيم كه خداوند كار بد انجام بدهد » ، پاسخى نمىبايد بدهيم ؛ زيرا ما دانسته‌ايم : كار بد جز از شخص نادان ، يا نيازمند ، سر نمىزند ؛ و به همين‌گونه نيز كسى نمىتواند بگويد : مىبايست معجزه‌ها ، راست‌گفتارى راست‌گويان را نشان ندهد ؛ زيرا اگر چنين بينديشيم كه معجزه‌ها بر دست دروغ‌گويان آشكار مىشود ، از اين‌كه راست‌گفتارى راست گويان را ، نشان دهد ، بيرون شده است . به سخن اين گوينده پاسخ مىدهيم ، كه ما دانسته‌ايم ، معجزه جز بر دست راست‌گويان آشكار نمىگردد ؛ و چنين پندارى كه معجزه بر دست دروغ‌گويان ، آشكار شود ، هرگز پيش نخواهد آمد ؛ و سخن‌مان درستم كارى خداوند ، نيز به همين گونه است . و از پاسخهائى كه به اين اشكال داده شده ، آن است ، كه گفته‌اند : اگر بينديشيم : ستمكارى از او سر بزند ، كار به پنداشتن نادانى و نيازمندى او خواهد كشيد ؛ زيرا ما يك كار نشدنى را ، به كار نشدنى ديگر وابستگى داده‌ايم ؛ براى اين‌كه سر زدن كار بد از او ، نشدنى است ؛ و اگر روا گردد ، كه سر زدن يكى از دو كار نشدنى را ، بپنداريم ، روا خواهد گرديد ، كه روى دادن كار نشدنى ديگر را هم بپنداريم . پاسخ ديگرى كه داده شده اين است : چنانچه كار بد از او سر بزند ، نخواهيم گفت نادانى و نيازمندى او را نشان مىدهد ؛ زيرا ، دانسته‌ايم كه او دانا و توانگر است ؛ و ما نمىگوييم ، كار بد ، نادانى و نيازمندى را نشان نمىدهد ؛ براى اين‌كه در كارهائى كه مىبينيم ، ثابت شده كه بدى كار ، نادانى و نيازمندى انجام‌دهنده‌اش را مىرساند . اما نمىتوانيم بگوئيم او بر انجام دادن كار بد توانا نيست ؛ زيرا دليل داريم كه او بر انجام دادن كار بد توانا هست ؛ پس خوددارى مىكنيم چيزى بگوئيم كه يكى از اين اصل‌ها را از ميان ببرد . و كسانى هستند ، كه از پاسخ گفتن ، خوددارى كرده‌اند ؛ براى اين‌كه چون