به مانند آفريدن جوهرها ، و رنگها ، و مزهها ، و بوها كه او توانا مىباشد ؛ و ما نمىتوانيم هيچ يك از اين كارها را انجام بدهيم ؛ و او از هرگونه كارى ، در يك زمان ، و در يك جاى ، بيش از يك كار ، مىتواند انجام بدهد ؛ و هيچيك از ما ، با يك توانائى ، در يك زمان ، و در يك جاى ، از يك گونه كار ، بيش از يك كار ، نمىتواند انجام بدهد ؛ و چون كه او از ما ، تواناتر است ، مىبايست ، بر كار بد هم توانا باشد .
و نيز ، ثابت شده است ، كه او خرد درست را در ما مىآفريند ؛ و خرد درست ، مجموعهاى از دانشها مىباشد ؛ و كسى كه بتواند كارى را انجام بدهد ، بايد ضد آن كار را هم ، بتواند انجام بدهد ؛ و ضد دانائى ، نادانى است .
و نيز ، او مىتواند گنهكاران را ، پيش از توبه كردن شكنجه بدهد ، و هنگامى كه از گنهكارى بازگشتند ، مىبايست ، بتواند همان رفتار را نسبت به آنان ادامه دهد ؛ و حال آنكه شكنجه دادن بعد از توبه بنا بر عقايد گوناگون ، چه به حكم عقل ، يا به حكم شرع باشد ، كار بدى است .
و اگر چنين باشد ، كه توبه كردن گنهكاران ، خدا را از توانا بودن بر شكنجه كردن ، بيرون ببرد ، ما را هم ، به مانند او ، از توانائى بيرون مىبرد ، و مانند اين مىباشد ، كه كار مورد توانائى ، بر جاى باشد ، يا سپرى گرديده باشد ، و يا دستآويزى كه كار با آن انجام داده مىشود ، از ميان رفته باشد ؛ و حال آنكه ما جز اين را مىدانيم .
و نيز توانا بودن شخص توانا ، به پديدآوردن كار ، تعلق مىگيرد ، و خوبى و بدى كار ، به توانائى انجامدهنده وابستگى ندارد ، پس معنى ندارد كه از توانا بودنش ، بر كار بد ، جلوگيرى شود .
پس اگر بگويند : چون كه كار بد جز از شخص نادان ، يا نيازمند سر نمىزند ، پس اگر خداوند ، بر كار بد توانا باشد ، مىبايست ، او يا نادان و يا نيازمند باشد ؛ زيرا هرچيزى كه چيز ديگرى را نشان بدهد ، پرده از موجود بودنش بر آنگونه كه هست ، برمىدارد ، نه آنكه آن را به گونهاى كه نشان مىدهد ، بگرداند ؛ و چون نادان بودن و يا نيازمند بودن ، بر او ، روا نمىباشد ، مىبايست ، بر كارى كه اگر از
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٢٢٢