و نيز كسى كه علت بدى را نه به اجمال و نه به تفصيل نمىشناسد ، روا نيست كارى را بد بداند ، و اگر كار بد براى نهى شدن از آن بد باشد ، مىبايست ملحدان « 1 » و برهمنيان كه نهى كردن و نهىكننده را باور ندارند ، بدى را هم نه به اجمال و نه به تفصيل نشناسند ، و ما دانستيم كه همه مردم بد و خوب را از هم جدا مىكنند .
و مىبايست همچنان كه چيزهائى كه به حكم شرع بد ، دانسته شده نمىشناسند ، آنچه را هم كه عقل بد مىداند نشناسند ، و ما جز اين را دانستيم .
و كسى كه مىگويد اينان بدىهاى عقلى را نمىدانند اما آنها را ندانسته باور دارند بزرگىفروشى و ستيزهگرى مىكند ، و اگر اين ادعا درست مىبود ، بايستى ، ستيزهگران « 2 » و سوفسطائيان ، آنچه را مىبينند ، و آنچه را همهء مردم ، آشكار ، مىدانند ، بتوانند بگويند درست نمىدانيم ، و اين كه خردمندان ، اينها را باور دارند ، نشان مىدهد كه دانستنىهاى آشكار مىباشند ، زيرا چيزى كه از راه دليل دانسته مىشود همهء خردمندان برابر با عادت ، آن را نمىدانند ، هرچند مىتوانند آن را بدانند .
و نمىتوانند بگويند : كسانى كه چيزهائى را بد يا خوب مىشناسند ، براى آميزش داشتن آنان ، با پيروان شرع اين را باور كردهاند .
و اين سخن از آنجا نادرست است ، كه اگر آميزش كردن با پيروان شرع ، اعتقاد به بد بودن ستمگرى و دروغ گفتن ، و بيهوده كارى را فراهم كرده بود ، مىبايست خوردن شراب ، و زنا كردن ، و لواط را هم بد بدانند زيرا راه همه يكى است ، و مىبايست كسانى كه پيغمبرى را باور ندارند ، كارهائى را هم كه به حكم عقل بد است ، بد نشمارند ، و حال آن كه ما دانستيم بد شمردن ستمگرى آشكارتر از بد دانستن شرابخوارگى است ، و جدائى ميان آنها ، نيست جز اين كه يكى از آن دو ، آشكار است ، و ديگرى را بايد از راه دليل بدست آورد .
علاوه بر آن كه اگر بدى كارها به واسطهء نهى شدن از آنها مىبود ، بايستى
هامش
( 1 ) ملاحده يا زنديقان صابئيان مىباشند .
( 2 ) ستيزهگران يا اصحاب العنود فرقهاى از سوفسطائيانند كه عناديه نام دارند .