تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
مىباشند ، و يا براى نيستى آنها است ، يا براى موجود بودن صفتى در آنها است ، يا براى نبودن صفتى در آنها است ، يا براى چگونگىهاى موجود در شخص انجام دهندهء آن كارها است ، مانند نوپديد آورده شدگى حالت‌هاى او يا پرورده‌شدگى آنان يا فرمان‌داده‌شدگى آنان به كارى ، و بازداشت‌شدگى آنان از كارهائى ، و يا براى روىهائى است كه آنها را نام مىبريم ، مانند ستمگرى بودن ستمكارى ، دروغ بودن سخن دروغ ، و نادانى بودن سخنى كه به نادانى گفته مىشود ، و بيهوده بودن بيهوده‌كارىها و جز آن . پس اگر بگوئيم چيزى كه كار را بد مىكند نوع آن كار يا موجود بودن ، يا حادث بودن نوع آن كار است ، سخنى نادرست گفته‌ايم ، زيرا اگر چنين باشد ، مىبايست ، هرگونه دردناكى و زيان‌ديدنى بد باشد ، و ما جز آن را مىدانيم . و اگر براى نوپديد بودن نوع كار ، بد شده باشد ، بر اين‌گونه كه آنچه نام برديم با آن نباشد ، ممكن است ، نوع كار حادث نباشد و پاره‌اى از روىهائى كه براى بدى كار نام برديم با آن باشد ، پس مىبايست ، كار بد باشد ، و حال آن كه مىدانيم بد نيست . اما نبودن كار نمىشود بدى آن‌را فراهم كند ، زيرا با نبودن ، چيزى نمىشود خوب يا بد باشد . و نمىشود ، وجودى كه آن كار دارد ، علت بدى آن باشد ، زيرا راه ثابت كردن علت‌هاى بدى در اين‌جا بسته است ، براى اين كه نوبنو شدن علت‌ها ( كه وجود تدريجى كار باشد ) صفت بدى را نوبنو مىكند ، و يا بجاى ماندن شرطها و چگونگىها ، رواست كه صفت بدى نوبنو نشود ، و مقصود از بدى همين است كه با بجاى ماندن شرطها و چگونگىها صفت بدى نوبنو نشود ، زيرا چيزى كه همراه با بدبودن كار است ، با بجاى ماندنش ، آن كار ، خوب نخواهد شد . و نيز كار بدان مىكشد كه روا باشد ، علتهاى بدى ، وجود نداشته باشند و آنچه را نام خواهيم برد كه با بودن آنها كار موصوف به بدى مىباشد ، وجود داشته باشند ، پس كار ، بد نخواهد بود ، يا آن علت‌ها وجود داشته باشند و روا باشد كه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 217 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى