تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آنچه نام خواهيم برد كه با بودن آنها ، كار موصوف به بدى است وجود نداشته باشند ، پس كار ، بد خواهد بود ، و ما مىدانيم كه با نبودن آنها كار بد نخواهد بود . و نبودن صفتى ، اختصاص به كارى پيدا نمىكند ، تا به نبودن آن ، كارى بد شود . و جيره‌خوارى و بنده بودن و نبودن انجام‌دهنده اگر كارى را بد يا خوب مىكرد ، مىبايست همه كارهاى ما ، بد يا خوب باشد ، و روا نمىگرديد كه ما كار خوب و بد هر دو را با هم ، انجام بدهيم . اما بازداشتن كسى ، ديگرى را از انجام دادن كارى ، اگر بدى آن كار را فراهم مىكرد ، مىبايست ، اگر ما هم كسى را از كارى باز مىداشتيم ، آن كار بد مىشد ، زيرا علت موجبه ، اثرى را كه پديد مىآورد ؛ همه‌جا يكسان است ، و ناهمسانى نهىكننده اثر نهى كردن را گوناگون نمىكند ، همچنان كه حركت و سكون از هرچيزى صادر شود همه جا يك اثر را خواهد داشت ، پس مىبايست هرچه را ما از آن نهى كنيم ، بد باشد ، و هرچه را خداوند برتر از همه چيز بدان فرمان دهد و ما از آن نهى كنيم ، هم خوب ، و هم بد باشد . و ما كه مىگوئيم خداوند كه مردم را از كارى باز مىدارد ، نشان مىدهد كه آن كار بد است ، هرچند ، نهى كردن ما بدى آن كار را نشان نمىدهد ، و بنابراين گفتار ، آنچه گفته شد كه يك كار هم خوب و هم بد باشد ، لازم نخواهد آمد ، زيرا نمايان كردن چيزى آن را به وجود نمىآورد ، بلكه حالت پوشيدهء چيزى را آشكار مىسازد ، و ممكن است ، هنگامى كه نهى از جانب كسى كه داراى صفتى باشد ، بدى چيزى را نشان بدهد ، كه اگر آن صفت را نداشته باشد بدى كار را نشان ندهد ، و نهى كردن خداوند ، بدى كار را از آن‌رو نشان مىدهد ، كه نهى كردن هنگامى به وجود مىآيد كه كارى بد آيند كسى باشد ، و چون موجود بلا آغاز برتر از همه چيز ، جز از بدىها روگردان نيست ، پس نهى كردن او ، نشان مىدهد كه آن كار بد بوده است ، و هريك از ما كه معصوم نيستيم مىشود كه از كار خوب بدش بيايد ، پس نهى كردن ما بدى كارى را نشان نمىدهد .