تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
بد بودن سخن دروغى كه نه سودى در آن است ، و نه بدان جلوگيرى از زيان مىشود ، علت‌هائى مىآوريم ، سپس علت بودن همهء آنها را ، از ميان مىبريم ، مگر دروغ آن را ، پس مىگوئيم : دروغى كه سودى هم در آن باشد ، بد است . و راه بدست‌آوردن علت اين است كه هرصفتى در سخن دروغى كه سودى ندارد و آن صفتها نشان دادنى باشد ، در سخنى كه دروغ نباشد نيز ، موجود است ، جز دروغ بودن مانند : نوپديد بودن ، وجود داشتن ، نوع بودن ، نداشتن سود ، نبودن جلوگيرى از زيان و همهء اين صفت‌ها در سخن راست ، نيز وجود دارد ، و سخن راست بد نيست ، پس دروغ بودن بد است . پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه سخن راست هم ، اگر سودى نداشته باشد ، و براى جلوگيرى از زيانى نباشد ، نيز بد است ، پس سخن راست هم مانند دروغ شده است . گفته خواهد شد : هنگامى كه در سخن راست سودى نباشد ، و براى جلوگيرى از زيانى هم گفته نشود ، از آن‌رو بد است كه هدفى براى گفتنش نيست ، و بيهوده است ، و اگر بينديشيم كه به جز سود و جلوگيرى از زيان ، هدف ديگرى داشته باشد ، خوب خواهد بود ، و دروغ اين‌گونه نيست ، زيرا بر هر روئى كه باشد بد است . اما كارهائى كه عقل نشان مىدهد ، و بايد انجام داده شوند ، نيز بر دوگونه‌اند : زيرا گاهى به خودى خود آشكارند ، و گاهى پىبردنى مىباشند . آنها كه به خودى خود آشكارند ، قضاياى كلى مىباشند ، مانند آنچه در شناختن كارهاى بد گفتيم ، و به مانند دانستن اين كه هركارى صفت سپاسگزارى از بخشش‌گر زندگى و آسودگى را داشته باشد ، بايد آن كار انجام داده شود ، و به هركارى پس دادن سپرده گفته شود ، يا داددهى باشد ، بايد انجام گردد ، پس هرگاه دانستيم يك كار معينى ، پس دادن سپرده است ، و يا سپاسگزارى از بخشش زندگى و آسودگى مىباشد ، باور مىكنيم كه بايد آن كار انجام داده شود ، و دانستن اين قضيهء جزئى ، برابر با يك دانش كلى است ، كه در عقل پابرجا و استوار مىباشد ، و بنا به مذهب ما ، ميان كارهائى كه به حكم عقل بايد انجام گردند كارى نيست كه به كار