او « نظر » را به « وجه » نسبت داده ، و آن را به توسط حرف « الى » متعدى گردانيده است ، و با اين همه ديدن را از آن نخواسته است .
اكنون كه ثابت شد « نظر » در آيه ديدن را نمىرساند ، پس شايد آنچه در آيه قصد شده چشمبراه بودن باشد ، زيرا آن يكى از اقسام نگريستن است ، مانند سخن خداوند ( از قول بلقيس ) :
« وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ »
يعنى چشم براهم ، و در آيه نگريستن به معنى انتظار بردن براى ثواب خداوند ، و بخششهاى او است و انتظار داشتن تبعيض در ديدن را نمىرساند « 1 » .
زيرا كسى كه چشم به راه چيزى باشد كه مىداند به زودى به او خواهد رسيد و در عين حال نيازمند به آن نباشد ، خوشى او درهم نمىشكند ، بلكه شادمان است و خوشگذرانى مىكند .
و كسى نمىتواند بگويد : اينگونه تفسير كردن آيه نياز به آن دارد كه كلمهء ( ثواب ) را در الفاظ آيه تصور كنيم ، و حال آن كه اين لفظ در آيه نيست .
و اين سخن نادرست است ، زيرا ناگزير بايد اين لفظ در تقدير باشد ، براى اين كه چون اراده كردن ديدن نادرست است ، و انتظار آمدن خود خداوند هم نادرست است ، پس چيزى به جاى نمىماند ، جز همان كه ما گفتيم .
گاهى روى ديگرى دربارهء تفسير آيه گفته مىشود ، كه با آن تفسير نيازى به تقدير گرفتن لفظ ثواب نيست ، و آن تفسير ، اينگونه است كه مقصود از كلمهء « الى » در آيه ، مفرد « آلاء » باشد و « آلاء » بخشش هاء است ، زيرا دربارهء مفرد « آلاء » لغتها هست : « الى » مانند « قفى » و « آلى » مانند « معى » و « آلى » مانند « رمى » و « الى » مانند « حسى » كه به خداوند برتر از همه چيز ، اضافه شده ، و تنوين براى اضافه حذف شده است ؛ و معنى چنين است : چشم به راه بخشش پروردگار خود است .
و كسى نمىتواند بگويد : اين تأويل با آنچه همهء گروه مسلمانان برآنند
هامش
( 1 ) به اين معنى كه فقط مؤمنان خدا را مىبينند و ديگران نمىبينند .