تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

فصل در اين كه خداوند برتر از همه‌چيز ، در ديرينگى دوم ندارد

در گذشته‌ها ، كه داشتن صفتها را از خداوند بر مىداشتيم ، ثابت كرديم كه اگر دو چيز در بلا آغاز بودن وجود ، با هم شريك باشند ، مىبايست در صفتهاى ديگر نيز ، با هم انباز باشند ، پس اگر با خداوند برتر از همه چيز ديگرى هم بلا آغاز باشد ، مىبايست در همه صفتهايى كه او دارد با او انباز باشد ، به اين كه توانا ، دانا ، زنده ، و جز آن ، باشد ، و از اين گفتار چنين فراهم مىشود ، كه مىبايست كارهايى كه بر آن توانائى دارند ، يكى باشد ، و اگر چنين شود ، به يكى از دو كار كه نشدنى است ، خواهد انجاميد . اول ، كارى را كه بايد از يكى نفى كرد ، بايد به او نسبت داد ، و كارى را كه بايد به يكى نسبت داد ، بايد از او نفى كرد . دوم ، اين كه كار به ثابت كردن دو ذات مىكشد ، كه چيزى دربارهء آن دو نتوان گفت كه بيش از دربارهء يكى باشد . دليل نخست را چنين بايد روشن كرد كه اگر كارهائى كه مىتوانند انجام بدهند ، يكى باشد ؛ و انگيزه‌اى يكى از آنها را به انجام دادن كارى وادار كند ، و انگيزه‌اى آن ديگرى را از انجام شدن همان كار ، روگردان كند ، و با آن كه هيچ چيز نمىتواند آنها را از انجام دادن كار ، جلوگيرى كند ، پس از دو صورت بيرون