تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
گرديد . گاهى گفته مىشود : آيه نشان مىدهد كه خداوند ديده‌نشدنى است ، زيرا ديده‌شدنى بودن را به گفتن « لن ترانى » از ميان برداشت و كلمه « لن » بطور هميشگى ، نفى مىكند ؛ سپس ديدن خودش را در آيه به چيزى معلق نموده است ، كه محقق شدنى نيست ، و آن بر جا ماندن كوه در حالى است كه به جنبش درآيد ، و هرچيزى به كارى نشدنى معلق گردد ، آن هم جز اين كه نشدنى باشد ، نخواهد بود . گاهى گفته مىشود : موسى ديدن خدا را ، به معنى دانشى آشكار براى گروهى از مردم ، يا بر روئى كه شك بر آن در نيايد ، از خدا خواستار شد كه در دلشان بيفتد ، و پيمبران مىتوانند چنين چيزى از خدا بخواهند ، مانند ابراهيم عليه السلام كه از خداوند ، زنده كردن مردگان را خواست ، تا دلش استوار گردد ، هنگامى كه گفت :
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي »
و اين نيز گفتارى جلوگيرى كننده از نادانى است .