از همهچيز ، روا نمىباشد ، اين است كه ما آشكار كرديم : راه جويا شدن از صفتهاى او كارهائى است كه انجام مىدهد ، و هيچ صفتى براى كارهايش نيست كه خود ، آن صفت يا با واسطه نشان بدهد كه او به چيزى شهوت دارد يا گريزان از آنست ، پس شهوت داشتن و گريزان بودن از چيزها را بايد از او برداشت ، و گرنه بدانگونه ، كه در مورد برداشتن چه چيزى از او آشكار كرديم كار به پذيرفتن نادانيها مىكشد .
و نيز اگر او نسبت به چيزى شهوت داشته باشد ، از آن بيرون نخواهد بود كه يا به خودى خود به چيزها شهوت دارد ، و يا به واسطهء صفتى كه آن را به خودى خود دارا است ، و يا به سبب نبودن صفت شهوت و يا به واسطهء بودن صفت شهوتى كه آن صفت ديرينه يا نوپديد شده باشد ، و چون همهء اينها را از ميان برديم ، روا بودن شهوت داشتن به چيزها و نفرت داشتن از آنها نيز از ميان برداشته شده است ، و به مانند همين دليل گريزان بودن او از چيزى نيز از ميان برداشته مىشود و روا نيست به خودى خود به توسط صفتى كه آن را در خود دارد ، به چيزى شهوت ورزد ، زيرا اگر چنين مىبود ، هرآينه از انجام دادن كارهاى شهوتناك ناگزير مىبود ، زيرا كسى كه در كارى سودى برايش باشد و زيانى برايش نباشد ، در انجام دادن آن كار ، بيچاره خواهد گرديد ، مانند گرسنهاى كه غذائى را دوست مىدارد و آن خوراك پيشش باشد ، و بداند نه اكنون ، و نه در آينده ، از خوردن آن غذا زيانى نخواهد ديد ، به ناچار آن غذا را خواهد خورد ، و اين بدان مىكشاند كه بايد در آن كار به بيشتر از آنچه مىكند اشتها ورزد ، و بيشتر و پيشتر از آنچه مىكند ، آن كار را انجام بدهد ، پس كار كردنش ، به هنگام مخصوصى و به اندازهء معينى بس نخواهد شد ، و اين نشدنى است ، به اين دليل كه مىدانيم هركارى را به اندازهء معينى انجام مىدهد نه بيشتر از آن ، و در هنگام خاصى كارى را انجام مىدهد ، كه پيش از آن وقت آن كار را انجام نمىداده است ، پس انجام دادن كار بدون اندازه ، و پيش از وقت نادرست گرديد .
و اگر او نه به خودى خود و نه به واسطهء يك صفت ذاتى به چيزى شهوت بورزد ، كار به مانند آنچه گفته شد خواهد انجاميد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٦٨