را خواسته باشند ، اما خواستهاند به بزرگى جسم مانند كنند ، و نمىشود لفظى معنى مجازى داشته باشد ، و معنى حقيقى برايش نباشد ، آنچنان كه مىگويند :
فلانى بالاى كوه است ، و از آن بلندپايگى را مىخواهند ، و اين مجازگوئى جلوگيرى از آن نمىكند كه بالاى كوه ، سران و بلندترين جاى آن باشد .
علاوه بر آن كه گاهى از لفظ جسم مشتقاتى به كار برده و گفتهاند : « جسم الشيئى فهو جسيم » و اين مشتقات را براى مبالغه به كار بردهاند ، و هرلفظى از آن هموزن فعيل ، براى مبالغه به كار برده شده باشد ، وزن افعل نيز از آن به كار رفته است ، مثل اين كه مىگويند : كريم و اكرم ، و عليهم و اعلم ، قانون رايجى كه نزد ايشان شكاف نمىپذيرد ، و چون روشن كرديم ، كه روا نيست ، خداى برتر از همه چيز داراى صفت اجسام باشد ، گفتن اين نام بر او باطل شده است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٦٦