تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
بود ، كه يا به چگونگى چيزهائى است كه در هستى خود به جا نيازمند مىباشند ، و يا به چگونگى چيزهائى است كه در هستى خود ، به جا نياز ندارند . پس اگر به چگونگى چيزهائى باشد كه به جا نياز ندارند ، بدان مىكشد كه جا ، قديم باشد ، و اين بيهوده است . و اگر به چگونگى چيزهائى باشد كه نيازى به جاى ندارند ، چنين چيزى پيدا نمىشود ، به جز صفت نيستى ، و خواستن ، و ناپسند داشتن خداى ديرينهء برتر از همه‌چيز . پس اگر به چگونگى نيستى باشد ، هرآينه نشدنى است كه با نيستى او گوهرها هست شوند ، و ما جز اين را مىدانيم ، و اگر به چگونگى صفت خواستن و ناپسند داشتن باشد بدان مىكشد كه او در قديم بودن يكتا نباشد ، زيرا براى صفت خواستن و نخواستن ناگزير بايد موجود زنده‌اى باشد كه بخواهد و نخواهد ، و پس از اين اگر خدا بخواهد دليل خواهيم آورد كه دوم با او نيست و اين گفتار كوتاه در اين باب بس است . و اما جسم ناميدن خداوند هيچ روا نمىباشد ، زيرا از آن بيرون نيست كه ، يا از راه نام دادن به او جسم مىگويند ، بدون اين كه آنچه را در لغت به اين كلمه ناميده‌اند بخواهند ، يا همان چيزى را كه در لغت جسم ناميده شده مىخواهند . روا نخواهد بود ، كه از جسم گفتن به او ، نام دادن بخواهند ، زيرا به كسى مىتوان نام داد كه در پيش ديگران بودن و نبودن بر او روا باشد ، تا نياز پيدا شود او را نام بدهند تا هنگامى كه در پيش ديگران نيست ، از او آگاهى بدهند و نام بردن او جايگزين نشاندادنش باشد ، در آن هنگام كه پيش ديگران است ، و خداى ديرينهء برتر از همه‌چيز در پيش ديگران بودن و نبودن برايش روا نمىباشد ، و با اين همه هيچ زمانى نيست ، مگر آن كه مىشود او را به صفتى ياد كرد كه ديگرى در آن صفت با او انباز نباشد ، مانند « إله » و قديم و تواناى به خودى خود ، و داناى به خودى خود ، و جز آنها ، پس هيچ سودى در نام دادن به او نخواهد بود . و نيز جسم گفتن ، او را از جز او جدا نمىكند و نياز دارد با كلمهء ديگرى همراه
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 164 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى