تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
پس اگر بگويند : چنانچه ناشناخته بودن دو جسم از يكديگر براى حاسه همانندى آنها را فراهم مىكند ، پس هنگامى كه يكى از آن دو سفيد ، و ديگرى سياه باشد ، مىبايست يكى ديگرى پنداشته نشود مگر آن كه همانند باشند ، و حال آن كه شما آنها را همانند مىدانيد . خواهيم گفت : اين عكس دليل است « 1 » و عكس دليل در استدلالات عقلى به كار نمىآيد ، و به همين دليل ( كه عكس دليل باطل است ) ما مىدانيم كه دو جسم هم‌رنگ در همه جا همانند مىباشند ، و به دليل ديگر دانسته‌ايم كه دو جسم ناهم‌رنگ نيز همانند هستند ، پس آنچه گفتند از اعتبار افتاد . علاوه بر آن ، ناشناختگى از يكديگر در اينجا هم هست ، زيرا روا است هرگاه هم‌رنگ شوند هريك از آن دو جسم ديگرى پنداشته شوند ، پس آنچه گفتند به همه روى از اعتبار افتاد . و دليل ديگرى نيز مىرساند كه خدا گوهرها را مانند نيست ، و آن اين است كه اگر مانند گوهرها بود ، كار به يكى از دو قضيهء بيهوده مىكشيد : يا به اين كه خداى حادث باشد ، زيرا هرچيزى كه حدوث پاره‌اى از جسمها را برساند ، حدوث همگى را خواهد رسانيد ، و يا آن كه كار به ديرينه بودن جسمهايى مىكشد ، كه حدوثشان را رسانديم ، و هردو بيهوده است . پس اگر بگويند : آنچه مىرساند كه جسمها حادثند روا بودن از جايى به جايى شدن آنها در سوىها مىباشد ، و ديگر آن كه جسمها از صفتهاى نوپديد گرديده تهى نمىباشند ، اما چه چيز از آن پيشگيرى مىكند كه خداى برتر از همه چيز به خودى خود ويژگى به يكى از سوىها يافته باشد ، و روا نباشد از جايى به جايى
هامش
( 1 ) عكس دليل اين است كه نقيض يا ضد نتيجهء يكى از قياسها را با يكى از دو مقدمهء همان قياس كه مسلم و مورد قبول همه است تركيب كنيم ، و در اين صورت ، ضد يا نقيض همان مقدمهء مسلم را نتيجه خواهد داد ، و چون يكى از دو مقدمه مورد قبول و مسلم است ، پس نقيض يا ضدش باطل است ( منطق نوين ص 555 با ذكر مثال )