پنداشتيد : گوهرها به سان يكديگرند ؟ ، خواهيم گفت : زيرا هريك از ما هنگامى كه دو جسم را همرنگ و همشكل و هماندازه درك كند ، سپس از آنها رو بگرداند ، و دوباره ببيندشان ، دربارهء هريك روا مىدارد كه آن ديگرى باشد ، پس اگر همانند نمىبودند يكسان به نظر نمىرسيدند .
زيرا ادراك به ويژهترين صفت موضوع تعلق مىگيرد ، براى اين كه ادراك ناگزير به صفتى ( از صفتها ) تعلق مىيابد ، و از آن بيرون نيست كه يا : به صفت وابسته به پديدآورندهء موضوع ، تعلق مىگيرد ، و يا به صفت وابسته به ماهيت نوعى موضوع « 1 » و يا به صفتى كه از ماهيت نوعى خود موضوع فراهم گرديده تعلق مىگيرد .
روا نيست به صفت وابسته به پديدآورنده موضوع « 2 » تعلق بگيرد ، زيرا چيزى جز نوپديد آمدن ، به پديدآورنده وابستگى ندارد ، و اين صفت در همهء چيزهاى نوپديد آورده شده « 3 » يكسان است ، پس مىبايست هريك از چيزهاى نوپديد آورده شده ، ديگرى پنداشته شود ، و همانا ما جز آن را دانستيم .
و روا نيست ادراك به صفات وابسته به خود ماهيات نوعيه تعلق بگيرد ، زيرا ، رواست چيزى از همهء صفتهاى ماهيات نوعيه جز صفت هستى تهى باشد و صفت هستى ، بنابر آنچه در بيش از يك جا آشكار شده است ، ديدنى نمىباشد .
و روا نيست ادراك به صفت خود ماهيت تعلق بگيرد ، زيرا صفت خود ماهيت در حال نيستى با آن همراه است ، و نيستى دركشدنى نمىباشد ، و پس از باطل شدن همهء راههايى كه گفته شد ، به جاى نماند ، جز آن كه ادراك به صفتى تعلق بگيرد ، كه از صفت خود موضوع « 4 » فراهم گرديده باشد ، و انباز بودن در صفتى كه از صفت خود موضوع فراهم گرديده همانندى را « 5 » پديد مىآورد .
هامش
( 1 ) المعنى
( 2 ) الفاعل
( 3 ) محدثات
( 4 ) يعنى ماهيت تشخصيافته
( 5 ) تماثل