اين صفتها را براى آنچه در خود اوست ( يعنى وجوب وجود ) شايسته گرديده و اما كسى كه مىگويد : اين صفتها را براى خود شايسته شده است اين پرسش به دو روىآور نيست ، زيرا او مىگويد : بيرون شدن از صفتهاى خود به هيچ گونهاى روا نمىباشد .
علاوه بر آن ، ما روشن كرديم كه خداى ديرينهء برتر از همه چيز ، روا نيست از موجود بودن بيرون شود ، زيرا داشتن وجود برايش واجب است ، و هستىاش از يك لحظه بيشتر شده است ، و هرچيزى از يك لحظه بيشتر بماند از ميان نخواهد رفت مگر آن كه ضدش يا چيزى كه به مانند ضد باشد آن را از ميان ببرد ، و ما آشكار گردانيديم كه او ضد ندارد . پس تصور بيرون رفتن از هستى از ميان برداشته شده است ، و چون كه بيرون رفتن از صفت هستى برايش نشدنى است ثابت مىشود كه بيرون رفتن از صفات ديگر نيز برايش نشدنى است ، زيرا صفات ديگر را همان صفت ذات ( يعنى صفت هستى ) فراهم كرده است و شرط داشتن اين صفتها همان صفت هستى است و اين صفت در همهء زمانها برايش حاصل است .
گاهى بر اين كه روا نيست خدا از توانا بودن بيرون شود دليل آوردهاند كه اگر بيرون شدن از صفت توانائى روا مىبود ، و اين نيز ثابت شده است كه بيرون رفتن جز او هم از توانائى رواست ، پس اگر چنين پنداريم كه او هم روا باشد از صفت توانائى بيرون شود ، كار بدانجا مىكشد كه جوهرها موجود و جاگير باشند ، اما درست نباشد در سوىها از جائى به جايى روند ، زيرا كسى توانا يافت نمىشود كه آنها را از جايى به جايى برد .
و به مانند همين بر دانا بودنش در همهء زمانها دليل آورده شده است ، زيرا در همهء زمانها رواست كارهايى در مورد جوهرها انجام گردد ، پس اگر چنين بينديشيم كه خدا از دانا بودن بيرون رود ، و جز او نيز روا خواهد بود از دانا بودن بيرون شوند ، پس كار بدان خواهد كشيد كه جوهرها ، درست و درجا ، بر روئى استوار فراهم آورده نشوند و اين سخن بيهوده است .
پس اگر بگويند : آيا چنين نيست كه از سخن پارهاى دانشمندان آوردهاند
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٥٥