تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ناهمسانى از آن فراهم مىشود ، تا جايى كه هرچه آن صفت را نداشته باشد ، با او ناهمسان ، و با هرچه آن صفت را داشته باشد ، او همسان خواهد بود . و ما دانستيم كه موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، با هرچيزى كه تازه به وجود آمده باشد ناگزير ، در يك صفتى با آن ناهمسان است ، و اين صفت از آن بيرون نيست كه يا دانا بودن ، و يا توانا بودن ، و يا زنده بودن ، يا بلاآغاز بودن وجود او است ، زيرا اراده‌كننده بودن ، و ناپسند داشتن ، از آن صفتهاى حقيقى است كه زايد بر وجود موصوف مىباشند ، و درست نمىباشد كه ناهمسانى ، و همسانى ذاتى از آن پديد آيد ، زيرا اين دو صفت تازه به تازه پديد مىآيند ، و ناهمسانى و همسانى ذاتى تازه به تازه نمىشوند . و روا نيست كه خداوند با چيزى كه تازه به وجود آمده ، به صفت دانا بودن ناهمسان باشد ، زيرا ما با او در مانند اين صفت انباز مىباشيم ، به اين كه چيزهائى را مىدانيم كه او هم مىداند ، هرچند در همان صفت دانائى با او ناهمسان باشيم . و روا نيست در صفت توانائى با او ناهمسان باشيم ، زيرا اگرچه در توانا بودنش ما انباز نيستيم ، پس اگرچه ما با او در اين صفت ، ناهمسانى داريم ، اما ميان پاره‌اى از خودمان با پارهء ديگر نيز در همين صفت توانائى ، ناهمسانى حاصل است ، زيرا صفت توانائى ، در همهء توانايان گوناگون است ، و صفت دو تا از آنان مانند يكديگر نيست ، و ما مىدانيم كه پاره‌اى از ما با ديگران به توانا بودن ناهمسائى ندارد . اما در زنده بودن ، ما نيز با او انبازيم ، و به اين صفت با او ناهمسانى نداريم ، زيرا صفتهاى زندگان همگى همانند مىباشند ، پس چيزى جز اين بجا نمىماند كه ناهمسانى ذاتى به صفت بلاآغاز بودن وجود او است ، و هرچيزى در صفت بلاآغازى وجود با او انباز باشد ، مىبايست همانند او باشد ، زيرا به همان صفتى كه با نبودنش ناهمانندى فراهم مىشود ، همانندى نيز ، از بودن همان صفت حاصل مىشود ، آيا نمىبينى چون كه جوهر با سياهى به جوهر بودن ناهمانند است ، به همان جوهر بودن آن را شناسا گرفته‌اند ، و از اين دانسته شد كه آنچه ما گفتيم