فصل در اينكه خداوند برتر از همهچيز ، در گذشتههاى بلاآغاز ، توانا بوده است .
توانا بودنش از اين بيرون نيست ، كه يا در گذشتههاى بلاآغاز حاصل بوده است ؛ يا تازه اين صفت را دارا شده است ؛ اگر در گذشتههاى بلاآغاز ، توانا بوده است ، همان است كه ما مىخواهيم ؛ و اگر تازه اين صفت را دارا شده است ، از آن بيرون نيست ، كه يا هنگام تازه پيدا شدن شرطى ، اين صفت برايش فراهم شده ؛ و يا هنگامى كه علتى برايش پديد آمده ، داراى اين صفت گرديده است .
سخن نخست ، نادرست است ، زيرا توانا بودنش به جز نبودن چيزى كه بر پديد آوردنش ، توانا هست ، شرط ديگرى ندارد ؛ و اين شرط در گذشتههاى بلاآغاز فراهم بوده است ؛ پس مىبايست ، در گذشتههاى بلاآغاز ، توانا بوده باشد .
و كسى نمىتواند بگويد : شرط صحت به وجود آمدن چيزى كه بر پديد آوردنش ، توانا هست ، رسيدن زمان دوم است ؛ و در گذشتههاى بلاآغاز به وجود آمدنش ، نشدنى بوده است ؛ و اين سخن از آنجا نادرست است ، كه شرط توانا