ما به خدا شناساترند .
و مىبايست ، هرچيزى ماهيتى داشته باشد ؛ زيرا آنان مىگويند : خداوند برتر از همه ، به هرچيزى از ما ، آگاهتر است ؛ و همهء اين سخنان بيهوده است .
علاوه بر آن ، ضرار ، ادعا مىكند ، كه مىداند خداوند ، داراى ماهيت است ؛ پس او آنچه را خداوند برتر از همه مىداند ، او هم از آن آگاه است ؛ پس چگونه خواهد شد ، كه خداوند برتر از همه چيز ، داناتر باشد .
و معنى اينكه مىگويند : خداوند از ما به خودش داناتر است ، اين است كه او ، يكايك آنچه را بر آن توانا هست ، و همهء دانستنىها را ، مىداند ؛ و ما آنها را نمىدانيم ؛ زيرا توانستهها و دانستههايش ، پايان ندارند ، و ما يكايك آنها را نمىدانيم ؛ و اين سخن به مانند آن است كه مىگويند : « زيد » از ديگران به خودش آگاهتر است ؛ و اين را مىخواهند ، كه زيد درون كارها ، و پوشيدههاى حالات خودش را ، مىداند ، و ديگرى آن را نمىداند ؛ پس با اين سخنان ، اعتقاد به ماهيت داشتن او ، از ميان برداشته شد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١٢٧