تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
اكنون كه اين مطالب ثابت گرديد : و راه ثابت كردن موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، كارهاى اوست ؛ پس انجام دادن كار ، به تنهائى ، توانا بودنش را نشان مىدهد ؛ و استوار بودن كارهايش ، دانا بودنش را نشان مىدهد ، و به اين‌كه هريك از كارها را ، بر يك گونه انجام مىدهد ، و به گونهء ديگر انجام نمىدهد ، اراده كننده بودن ، و ناپسند داشتن كارها را برايش نشان مىدهد ؛ و توانا و دانا بودنش ، زنده بودن و وجود داشتنش را نشان مىدهد ، و زنده بودن ، اين را فراهم مىكند ، كه اگر ، درك‌شدنىهائى وجود پيدا كند ، او درك‌كنندهء آنها باشد ؛ و پيش كسى كه صفت ذات را ثابت مىكند ، فراهم شدن اين صفتها ، داشتن صفت ذات را برايش نشان مىدهد ؛ و در اين ميان چيزى وجود ندارد ، كه به خودى خود ، يا با واسطه ماهيت داشتن او را ثابت كند ؛ پس مىبايست گفت : او ماهيت ندارد ؛ و اگر ماهيت داشته باشد ، داراى چون و چند خواهد بود ؛ و نادانىهاى ديگرى در مورد او پديد مىآيد ؛ و همهء اينها نادرست است . و نيز نمىتوان صفتى را برايش ثابت كرد ، كه اثرى نداشته باشد ؛ زيرا داشتن صفت بدون اثر ، اقتضا مىكند ، كه بود و نبودش ، از هم جدا نباشد . و آن ماهيتى را كه ضرار پسر عمرو ، و ابو حنيفه ، بنابر آنچه از آنان آورده‌اند ، ادعا دارند ، هيچ اثرى برايش نيست ؛ زيرا هراثرى كه نشان داده شود ، به يكى از صفتهائى كه ثابت كرديم ، نسبت داده مىشود ؛ نمىبينى ، امكان انجام دادن كار ، به توانا بودنش نسبت داده مىشود ، و سر زدن كار به طور استوار ، به دانا بودنش نسبت داده مىشود ، و انجام دادن كار ، بر يك گونه ، نه گونهء ديگر ، به اراده‌كننده بودنش نسبت داده مىشود ؛ و دانا و توانا بودنش را زنده بودن و موجود بودنش ممكن مىسازد ؛ و همهء اينها فراهم شده از صفت ذات ، مىباشند ؛ و صفت ذات ، اين صفت‌ها را فراهم كرده است ؛ اما ماهيت به هيچ روى اثرى ندارد ؛ پس مىبايست ، آن را نداشته باشد . و استوارترين ، پرسشى كه از اين مىشود ، آن است ، كه گفته شود : ادراك كننده بودنش ، اثرى ندارد ؛ و حال آن‌كه اين صفت را برايش ثابت كرده‌اند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 125 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى