تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
كسى باشد ، كه زنده به همان زندگى مىباشد ؛ آيا نمىبينى ، صفت اراده‌اى كه در « زيد » است سبب نمىشود ، كه « عمرو » با همان اراده ، كارى را اراده كند ؛ زيرا صفت اراده‌اى كه در زيد است ، از آن عمرو ، نيست ؛ و علت اين‌كه با صفت ارادهء يكى ، نمىشود ، ديگرى ، اراده كند ، همان است ، كه ذكر كرديم . و به همين دليل باطل مىشود ، كه خداوند ، به صفت اراده‌اى ، كه در دل زيد ، موجود است ، كارها را اراده كند ؛ و به صفت ناپسند داشتنى ، كه ضد اراده ، و در دل عمرو است ، كارى را ناپسند داشته باشد ؛ زيرا از اين برمىآيد كه بنابر آنچه پيش ، آشكار كرديم ، بايد او كارى را كه اراده كرده است ، همان را ناپسند داشته باشد ؛ و اين نادرست است . و پس از همهء مطالب ، هيچ راهى به‌جاى نمىماند ، جز آن‌كه ، خداوند ، به ارادهء نوپيدائى ، كه بدون جا ، وجود پيدا مىكند ، بايد ، كارها را اراده نمايد .