دليل ديگرى كه مىرساند ، خداوند برتر از همه چيز ، ارادهكننده است ، اين است ، كه خداوند در ما خواستن و گرايش به كار بد را ، آفريده است ؛ و از آن بيرون نيست كه آفريدن آن ، يا براى رسيدن به هدفى است ، و يا بدون هدف است ؛ آفريدن بدون هدف ، كارى بيهوده است ؛ و بر او روا نمىباشد ، و هدف از آن بيرون نيست ، كه يا براى انجام دادن كار بد است ، و يا براى دورى كردن از آن است ؛ نخست كارى زشت است ؛ پس مىبايست ، آفريدن آن ، براى دورى كردن از كار زشت ، باشد .
علاوه بر آن ، اگر روا مىبود ، كه براى انجام دادن كار بد هم ، آن را آفريده باشد ، باز ارادهكننده بودنش ، ثابت شده است ؛ جز آن كه پاسخ درست همان است ، كه ما گفتيم ؛ و نيز ثابت شده است ، كه خداوند برتر از همه چيز ، پاداش دهنده و كيفركننده است ؛ و پاداش ، پاداش نخواهد بود ، مگر آن كه ، بزرگ شمردن و گرامى داشتن پاداشگيرنده را آهنگ كرده باشند ؛ و كيفر ، كيفر نيست مگر به اين كه سبك شمردن و خوار كردن او را قصد كرده باشند ؛ و از همين ثابت مىشود كه خداوند ارادهكننده است .
و دليل ديگرى كه نيز مىرساند ، خداوند ارادهكننده است ، اين است ، كه ثابت شده است ، او آگاهىدهنده و فرماندهنده است ؛ و آشكار كرديم كه آگاه كردن و فرمان دادن ، جز به اراده كردن ، نمىباشد ؛ پس مىبايست خداوند اراده كننده باشد .
و نمىتوانند بگويند : شما نمىتوانيد بدانيد ، كه او خبردهنده و فرماندهنده است ، مگر پس از آن كه دانسته باشيد ، او ارادهكننده است ؛ پس چگونه ، به خبر دهنده بودن و فرماندهنده بودنش ، استدلال مىكنيد كه او ارادهكننده است ، و آيا اين كار ، جز دليل آوردن چيزى براى ثابت كردن خودش نيست ؟
پاسخ گفتهاند : چون ، همهء گروه مسلمانان ، بر اين گرد آمدهاند ، كه او خبر دهنده و فرماندهنده است ، بسا باشد كه بدانيم او خبردهنده و فرماندهنده است ؛ هرچند ندانسته باشيم ارادهكننده است ، و پس از آن هنگامى كه دانستيم آگاهى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١١٥