تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و اين را شرط كرديم كه انجام‌دهنده بايد ، به كار خود دانا باشد براى اين است كه اگر كارى از روى اشتباه و فراموشى انجام گردد ، به اراده كردن ، انجام نگرديده است . و اين كه گفتيم ، براى رسيدن به هدفى ، كه به او اختصاص داشته باشد ، كارى را انجام بدهد ، براى اين است كه لازم نيايد ، به وجود آوردن اراده هم ، به ارادهء ديگر باشد ؛ زيرا خود اراده براى رسيدن به هدفى پديد نمىآيد ، بلكه ، پيرو هدفى مىباشد ، كه كار براى آن انجام مىگردد . و گفتيم ، در اراده كردن ، به خود واگذار شده باشد ؛ زيرا كسى كه بهشت و دوزخ را مىنگرد ، اگر نخواستن رفتن بهشت را ، در او پديد آورند ، جز به آتش نخواهد رفت ، و او ، از خواستن رفتن بهشت ، جلوگيرى شده است ، و نسبت به اراده كردن رفتن در آتش به خود واگذار نشده است . پس اگر بگويند : چه مىگوئيد ، دربارهء كسى كه از اراده كردن جلوگيرى شده است ؛ آيا مىتواند ، براى انگيزه‌اى كه دارد ، از چيزى آگاهى بدهد ، يا به چيزى فرمان بدهد ؛ همچنان كه مىتواند فقط براى انگيزه‌اى كه دارد بهشت برود . گفته خواهد شد : نمىتواند ، زيرا هركارى كه بايد با اراده كردن روئى انجام گردد ، اگر شخصى از اراده كردن آن روى جلوگيرى شود ، ممكن نيست آن كار ، بر آن روى از وى سر بزند . يكى از آن كارها ، اقسام سخن گفتن است ، ديگرى پس دادن وام ، و پرستشهاى ديگرى جز آن است ؛ زيرا اين كارها ، جز با آهنگ كردن و روى آوردن به خصوصيت كار پرستش نمىباشند ؛ و هنگامى كه شخص از آهنگ كردن آن روىها جلوگيرى شود ، نمىتواند ، كار را از روى پرستش انجام بدهد ؛ اما درون بهشت رفتن اين گونه نيست ؛ زيرا تنها انجام دادن كار است ، و انجام گرفتن نوع كار ، به آهنگ كردن روئى نياز ندارد ؛ نمىبينى نوع كار ، به بيهودگى و فراموشى و در خواب ، انجام مىگيرد .