تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
سخن بگويد كه صيغهء خبر با امر باشد ، و چيزى با آن همراه نكند ، كه آشكار نمايد ، معنائى را كه لفظ برايش وضع شده ، قصد نكرده است ، در اين حال ، ناگزير ، او آگاه‌كننده يا فرمان‌دهنده خواهد بود ؛ و در اين هنگام ، دانسته مىشود ، كه او آگاه‌كننده است ، يا فرمان‌دهنده است ؛ و به همين گفتار ، آشكار شد ، كه استدلال درست است . و نيز گفته‌اند : هر گاه او به صيغهء خبر يا امر سخن بگويد دانسته مىشود ، كه ناگزير ، چيزكى را آهنگ كرده است ؛ زيرا اگر چيزى را آهنگ نكرده باشد ، بيهوده كار مىباشد ؛ و بيهوده كارى بر او روا نيست ؛ و چون كه دانستيم او از سخن گفتن خود ، گونه‌اى از سخن را قصد كرده است ، و صيغه هم بر آن حمل مىشود ، خواهيم دانست ، كه او اراده‌كننده است ، جز آن كه ، اين دليل اراده‌كننده بودنش را خواهد رساند ، نه آگاه‌كننده يا فرمان‌دهنده بودنش را ؛ و ما دليل را از اين راه آورديم ، كه اراده كردنش را از خبركننده بودن يا فرمان‌دهنده بودنش ، ثابت كنيم ، و دليل از اين راه درست نشده است . دليل ديگرى كه اراده‌كننده بودنش را مىرساند ، اين است كه « بنابر آنچه آشكار خواهيم كرد » ، ثابت شده است ، كه او مردم را به كارهائى وا مىدارد ؛ و وادار كردن به كار ، « بر آن گونه كه خواهيم گفت » ، اراده كردن كارى است كه بر انجام‌دهنده دشوار باشد ؛ و به همين ثابت مىشود ، كه او اراده‌كننده است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 117 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى