خداوند برتر از همه چيز ، محال است ؛ و ما در آينده براى اثباتش ، دليل خواهيم آورد ؛ پس چگونه خواهد شد ، كه زنده بودن او مصحح داشتن صفت خواهانى خوشى ، و گريز از ناخوشى ، باشد .
و همچنين اگر بگويند : زنده بودن ، مصحح نادان بودن و ناتوان بودن اوست ؛ خواهيم گفت : ما اين را نمىپذيريم ؛ زيرا مصحح نادان و ناتوان بودن ، دانا بودن و توانا بودن اوست ، به گونهاى كه روا باشد وجود پيدا نكند ؛ و موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، مىبايست ، دانا و توانا باشد ؛ پس روا نخواهد بود زنده بودن ، مصحح ناتوان و نادان بودن او گردد .
علاوه بر آن ، اگر هم بپذيريم كه زنده بودن ، مصحح نادان و ناتوان بودن اوست ؛ چون دانا بودن و توانا بودن او را به خودى خود ، دانستيم ، و گفتيم : از اين دو صفت نمىشود كه او بيرون برود ؛ پس زيانى به گفتار ما نخواهد داشت ؛ هر چند سخن نخست ، تكيهگاه است .
اكنون كه ثابت شد ، خداوند برتر از همه چيز ، مىشود ارادهكننده باشد ، پس ما مىتوانيم ، در گفتار خودمان يكى را برگزينيم :
يا در جاى صفتهاى وابسته به توحيد اين صفت را ثابت كنيم ؛ زيرا بنابر آنچه سيد مرتضى در اين رسالهء كوتاه انجام داده ، ما هم همين جا روشن كرديم كه شخص ارادهكننده از جهت اراده كردن داراى صفتى مىباشد .
و يا مىتوانيم در جائى كه از درستگارى خدا ، سخن مىگوئيم ، صفت اراده را ثابت كنيم ، آنچنان كه سيد مرتضى در كتاب ملخص و ذخيره چنين كرده است ؛ و همهء بزرگان نيز همين كار را كردهاند ؛ زيرا اراده كردن خدا جز به اين نمىباشد ، كه ارادهاى را به وجود آورد ؛ پس هردو كار ، روا خواهد بود .
و آنچه مىرساند كه خداوند ارادهكننده است ، چند دليل است : يكى اين كه ثابت شده است ، شخص دانا ، هرگاه كارى را براى رسيدن به هدفى كه اختصاص به خود او دارد ، و در اراده كردن كارها ، به خود واگذار شده باشد ، ناگزير كارى را كه انجام مىدهد ، اراده كرده است و اين را به طور آشكار مىدانيم .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص١١٣