2 اثبات اين كه ارادهء خداوند ، صفتى است ، جدا و مستقل از موصوف ، و حادث است .
اكنون ، كه به اين دليلها ثابت شد ، كه خداوند برتر از همه چيز ، ارادهكننده است ؛ از اين بيرون نيست ، كه يا به خودى خود ارادهكننده است ؛ يا به صفت اراده اراده كننده است ؛ و يا آن كه ارادهكننده هست ، اما نه به خودى خود ارادهكننده است ، و نه به يك صفت حقيقى .
و اگر به يك صفت حقيقى ارادهكننده باشد ، از آن بيرون نيست ، كه اين صفت ، يا صفتى معدوم است ؛ و يا صفتى موجود است .
اگر صفتى موجود باشد ، از اين بيرون نيست ، كه يا در گذشتههاى بلاآغاز موجود بوده است ؛ و يا نوپيدا است .
اگر نوپيدا باشد ، از اين بيرون نيست ، كه يا در خود او ، « كه موصوف به آن است » موجود است ؛ و يا در چيز ديگرى ، موجود است ؛ و يا جدا از هر چيز و بدون جا ، موجود است .
اگر در چيز ديگرى موجود باشد ، از اين بيرون نيست ، كه آن ديگرى ، يا جسم بىجان است ؛ يا جاندار است ؛ و پس از آن كه همهء اينها ، بيهوده گرديد ، به جاى نمىماند ؛ جز آن كه خداوند به صفت ارادهاى ، ارادهكننده باشد ، كه آن صفت نو