تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
كردن بود ، چنين حالتى رو نمىداد . و نيز ، درك كردن ، جزءبه‌جزء نوبنو مىشود ، اما زنده بودن ، نوبنو شدنى نيست ، و نمىشود ، صفتى كه نوبنو مىشود ، همان صفتى باشد كه نوبنو شدنى نباشد . و نيز ، زنده بودن موجود زنده را انسان از پيش خود ، درك نمىكند ، و با دليل مىتواند بداند ، كه زنده است ؛ اما درك‌كننده بودنش را انسان از خود دريافت مىكند ، و نمىشود آنچه درك مىشود ، همان چيزى باشد كه درك نمىشود . اما صفتهاى ديگر ، جز اين دو صفت كه توانا بودن ، و اراده‌كننده بودن ، و نخواستن چيزى ، و گمان بردن ، و روگردان بودن از چيزى ، و صفتهاى ديگر ، هيچ‌يك ، به صفت درك كردن مانند نمىشوند ؛ زيرا مىشود كسى همهء اين صفتها را داشته باشد ، و نداند كه اين صفتها را دارد ، پس دانسته شد كه درك كردن ، صفتى زايد بر همهء اين صفتها مىباشد . اما دليلى كه مىرساند ، زنده‌بودن ، درك كردن را فراهم مىكند ، اين است ، كه هر گاه ، يكى از ما زنده باشد ، و اندامهايش كم‌وكاست نداشته باشد ، و حاسه - هايش درست باشد ، و چيزهاى تصورشدنى ، كه از درك كردن جلوگيرى مىكنند ، در ميان نباشد ، مىيابيم كه شخص ناگزير ، بايد درك‌كننده باشد ؛ و اين را به طور ضرورى مىدانيم . پس از اين بيرون نيست ، كه آنچه درك‌كنندگى را فراهم مىكند ، يا وجود خود ادراك است ، و يا چيزهاى درك‌شدنى است ، يا بودن شرايط براى درك كردن است ، يا نبودن چيزهائى است كه از درك كردن جلوگيرى مىكنند ، و يا زنده بودن موجود زنده است . نمىشود درك كردن را ، وجود صفتى پديد آورد ، كه ادراك باشد ، زيرا اين صفت از آن بيرون نيست ، كه يا از گشودن چشم ، و حاسه زاده مىشود ، و يا چون بايد ، پديد آيد ، از كار خداوند پاك برتر از همه چيز ، پديد مىآيد ؛ و يا كه خداوند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 98 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى